تبليغاتX
جامعه شناسی ادبیات

جامعه شناسی ادبیات

تاثیر اجتماعیات در آثار فرخی یزدی

                       تاثیر اجتماعیات در آثا رفرخی یزدی 

            ( انعکاس مسائل اجتماعی و سیاسی در آثار فرخی یزدی )

مقدمه

      ادبيات فارسي گنجينه بي انتهايي است كه  ا زلحاظ كميت و تنوع در عداد بهترين و پر ارزش ترين آثار فكري و تجليات ذوقي ملل بزرگ جهان است .

از نخستين سالهاي پيدايش جنبش مشروطيت و قبل از آن بخشي از شاعران و اديبان به زندگي روزمره مردم توجه كرده و راههايي براي بهبود وضع جامعه در نظر گرفته اند و قسمتي از نوشته ها يا شعرهاي آنان دستور العمل هاي اخلاقي و اجتماعي است كه در عين حال مي تواند براي زندگاني جامعه زمان خود و حتي روزهاي كنوني نيز مفيد واقع شود .

در مقاله حاضر يكي از شاعران گرانقدر كه مسائل اجتماعي را در شعر خود مطرح مي كند و مناسب زمان شعر مي گو يدمعرفی می شود. و وی از جمله چند شاعر معدودي مي شود كه مي توان آنان را شاعر اجتماعي و مردمي ناميد ا ز اين جهت شا يد بتوان گفت شعر فرخي فصلي جديد در ادب ايران گشود فصلي كه مايه افتخار و مباهات ادب اين سرزمين است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 13:52  توسط فاطمه شیرازی نیا  | 

مست وهوشیار

محتسب، مستي به ره ديد و گريبانش گرفت

 

مست گفت: اي دوست، اين پيراهن است افسار نيست

گفت: مستي، زان سبب افتان و خيزان مي
روي

گفت: جرم راه رفتن نيست، ره هموار نيست

گفت: مي
بايد تو را تا خانة قاضي برم

گفت: صبح آي، قاضي نيمه شب بيدار نيست

گفت: نزديكست والي را سراي، آنجا شويم

گفت: والي از كجا در خانة خمار نيست

گفت: تا داروغه را گويم در مسجد بخواب

گفت: مسجد خوابگاه مردم بدكار نيست

گفت: ديناري بده پنهان و خود را وارهان

گفت: كار شرع كار درهم و دينار نيست

گفت: از بهر غرامت جامه
ات بيرون كنم

گفت: پوسيده ست، جز نقشي ز پود و تار نيست

گفت: آگه نيستي كز سر در افتادت كلا

گفت: در سر عقل بايد بي
كلاهي عار نيست

گفت: مي بسيار خوردي، زان چنين بي
خود شدي

گفت: اين بيهوده گو، حرف كم و بسيار نيست

گفت: مي
بايد خورند هشيار مردم مست را

گفت: هشياري بيار اينجا كسي هشيار نيست

 

آري اگر ادبيات هر ملتي، آينه زندگي و تاريخ آن ملت است. ديوان پروين آيينة تمام نماي زندگي اكثريت ملت محروم و مظلوم ايران است چه در دوران شاعر چه پيش و پس از آن.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 12:6  توسط سید محمد حبیبی گزه رود  | 

تاثیر اجتماعیات در آثارفرخی یزدی / فاطمه شیرازی نیا

 

         ( انعکاس مسائل اجتماعی و سیاسی در آثار فرخی یزدی )

مقدمه

      ادبيات فارسي گنجينه بي انتهايي است كه  ا زلحاظ كميت و تنوع در عداد بهترين و پر ارزش ترين آثار فكري و تجليات ذوقي ملل بزرگ جهان است .

از نخستين سالهاي پيدايش جنبش مشروطيت و قبل از آن بخشي از شاعران و اديبان به زندگي روزمره مردم توجه كرده و راههايي براي بهبود وضع جامعه در نظر گرفته اند و قسمتي از نوشته ها يا شعرهاي آنان دستور العمل هاي اخلاقي و اجتماعي است كه در عين حال مي تواند براي زندگاني جامعه زمان خود و حتي روزهاي كنوني نيز مفيد واقع شود .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 11:45  توسط   | 

شعر نيما

مايه‏هاي اجتماعي در شعر نيما:

          در شعر نيما يوشيج ، پدر شعر فارسي به‏واسطه‏ي شرايط زماني و اجتماعي خاصي كه نيما در آن قرار داشت ، اشارات اجتماعي زيادي به چشم مي‏خورد. در يك قضاوت كلي مي‏توان گفت نيما شاعري است جامعه‏بين اما درنگ و ملاحظه‏ي او در اين مرحله چنان صميمانه و ژرف است كه جامعه‏بيني او خود به خود به نوعي جهان‏بيني تبديل گرديده. جامعه‏بيني ويژه‏ي نيما را مي‏توان در قطعاتي نظير كار شب‏پا و فروغ آمين مشاهده كرد. زيرا قطعات مذكور به قدري با جامعه و رويدادها و فعل و انفعالات آن نزديك است كه گويي انديشه به آرمانها و رنجها و نابه‏ساماني‏هاي جامعه بدل يافته و خلاء ميان خود و جامعه را از ميان برداشته‏اند. اين جنبه‏ي يكي بودن و يكي شدن در قطعه‏ي كارشب‏پا روشن‏تر متجلي است به اين دليل كه نيما خود ، از نزديك شاهد رنج‏هاي بي‏شمار شب بي‏پايان و همگنان آنها بوده كه چگونه در پايان كار نتيجه‏ي شب‏زنده‏داري‏ها و محروميت‏هايشان در راه عيش و نوش جمعي زمين‏خواران بكار گرفته مي‏شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 10:19  توسط   | 

تاثير شعر فروغ بر جامعه

ادبيات فارسي حضور زنان را چگونه در خود پذيرفته است؟زنان چه تاثيري در ادب پارسي داشته اند؟و بالاخره تاثير زنان در پايه گذاري و پيشرفت و تحولات شعر فارسي اين مهمترين جلوه ادبي زبان پارسي چگونه بوده است؟با يك ديد كلي بعد از ناصرالدين شاه قاجاربروز تحولاتي چشمگير در موقعيت و عملكرد زنان ايران پديد آمد به صورتي كه هم اكنون زن ايراني امتيازات چشمگيري بدست آورده و از اعتبار و موقعيتي بسيار ممتازتر از گذشته برخوردار گرديده است.دخالت زبان و تاثير آنان در آراستن صحنه ها و ايجاد حوادث داستان هاي عاميانه در قرون و اعصار مختلف به يك پايه نيست.در روزگاري كه زنان در كارهاي اجتماعي شركت مي جستند و در زندگي روزمره دخالتي قوي و فعالانه داشتند طبعا در داستانها اهميت بيشتري مي يافتند.زنان در حوزه داستان نويسي حضور چشمگيري نداشته اند مگر در زمان معاصر.بنابراين تاثير اصلي و بزرگ زنان در ادبيات بيشتر در عرصه شعر بوده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 10:17  توسط   | 

تاثير متقابل ادبيات و جامعه بر هم

ادبيات داراي حيطه گسترده شعر ، رمان ، داستان كوتاه ، فيلم ، موسيقي ، تئاتر و ... مي شود . در طول زندگي بشر اين عناصر از انسان و جامعه انساني برخاسته و بر كنشهاي انساني تاثير عمده اي داشته است .
ادبيات هر ملت نشانگر فرهنگ و استعدادهاي آن ملت است كه از متن جامعه آنها نشات مي گيرد و بر زندگي آنها اثرات فراواني مي گذارد. به عنوان مثال رمان ( novel ) شكل دگرگون يافته قصه يا fiction در پايان قرن هجدهم ظهور مي يابد. تفاوت و فصل تمايز رمان با قصه هاي كهن و رومانس هاي سبك قديم در‏“ واقع گرايي “ و “ توجه به فرديت “ و “ زمان و مكان “ است . اين عناصر در قصه هاي كهن وجود نداشتند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 21:5  توسط فائزه بحرینی  | 

قشربندی اجتماعی در شعر پروین

همانطور كه همه همه مي دانند شعر پروين اجتماعي است با توجه به شرايط خاص حاكم بر زمان زندگي او كه سرشار است از فشار و خفقان شعر او انعكاسي از جوي است كه بر او و مردم زمان او حكومت مي كند آنچه كه من در اين مقاله بيشتر بر آن تمركز كرده ام معرفي اقشار گوناگون در شعر اوست .

اودر مناظرات و قطعات خود با ظرافت زنانه از حاكميت پادشاهان و انحرافات آنان گرفته تا يتيماني كه ياقوت اشكشان بر گونه جاري است را مد نظر قرار مي دهد او در شعر خود از ظلم حكام بسيار شكايت ميكند و آنچه كه در تمناها و آرزوهاي او موج مي زندجامعه اي است بي طبقه كه تر جيحا سعي دارد روح عدالت را بر آن جاري سازد

در اين مقاله اشعار وي را از ابتداي ديوان او تا انتها بر حسب موضوعمورد بررسي قرار داده ام و به علت پرهيز از اطاله كلام و در صورت لزوم نام اشعار يا ابياتي را كه باعث گيرايي بيشتر متن شود آورده ام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 13:13  توسط فاطمه پرپنچی  | 

اجتماع در ادبيات آل احمد

تأثیر اجتماع بر ادبیات در همه ی دوران ها تأثیری غیر قابل انکار است چه اجتماع جزئی از وجود نویسنده ،شاعر و ادیب است.اما شرایط زمانی ومکانی باعث می شود این تأثیر در دوره هایی محسوس تر و در دوره هایی نا محسوس تر جلوه کند.پس از کودتای سال 32و حاکم شدن جو خفقان و یأس بر فضای اجتماعی ایران ادبیات بیش از هر زمان دیگری جنبه ی سیاسی یافت چه در دورانی که هر گونه انتقاد و مبارزه ی مستقیم با حاکمان سیاسی با سرکوب مواجه می شد زبان غیر مستقیم شعر و داستان عرصه ای برای نقد و بیان مشکلات جامعه بود.از این روست که شاعر ونویسنده ی متعهد دهه ی 40اثر هنری خود را وسیله ای برای انعکاس مسائل جامعه قرار می دهد.شاید همین ویژگی از پویایی و ماندگاری ادبیات این دوران در دوره های بعد بکاهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 12:10  توسط حمیده بندرچی  | 

احترام به نقش پنهان خواننده / پدرام رضایی

پدرام رضایی از روزنامه شرق مورخ ۲۶ اذر ۸۲

شايد سال ها پيش و در روزهاي آغازين تولد ادبيات داستاني مدرن در كشورمان و زماني كه آخوندزاده «سرگرم كنندگي» را به عنوان يكي از مهمترين ويژگي هاي يك رمان خوب بر مي شمرد هرگز تصور نمي كرد كه تعريف هر چند ساده و ابتدايي اما صحيح او، امروز به عنوان ملاك تشخيص آثار «پاورقي» از آثار متعالي ادبيات به كار  رود. البته به نظر مي رسد شباهت هايي ميان آنچه آخوندزاده سعي داشت به آن اشاره كند و مفاهيمي كه در دو دهه اخير در قالب نقد «خواننده محور» ارائه مي شود وجود دارد و توجه به خواننده نمي تواند به عنوان تلاش در جهت خلق اثري بازاري قلمداد شود. در واقع آنچه در تمامي اين دوران و در پس ظهور و افول جريان هاي ادبي گوناگون در كشورمان به چشم آمده است عدم باور خواننده به عنوان يكي از عناصر مؤثر در تحولات ادبي بوده است. مسئله اي كه وقتي با گسيختگي ميان نويسندگان و منتقدين ادبي همراه مي شود، كلاف سردرگمي را پديد مي آورد كه باز كردن گره هاي كور آن شايد سال ها و بلكه دهه ها به طول انجامد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 11:15  توسط محمد سلطانپور  | 

تاثیر نیچه بر اندیشه و ادبیات قرن 20 / عزت الله فولادوند

از من درخواست شده كه امروز در اينجا درباره تأثير نيچه بر انديشه و ادبيات قرن بيستم سخن بگويم، و من به امر دوستان و به رغم‏كسالت ناگزير مطالبى به عرض خواهم رساند - هر چند دامنه موضوع به قدرى وسيع است كه حتى اگر دهها نشست به بحث درباره آن‏اختصاص مى‏يافت، باز هم گمان نمى‏كنم حق مطلب به نحو كافى و وافى ادا مى‏شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 10:48  توسط محمد سلطانپور  | 

جایگاه راوی در رمان معاصر / تئودور آدرنو / برگردان یوسف اباذری

          وظيفه‏اى كه بر دوش من نهاده شده تا در مدت زمانى اندك، تذكراتى در مورد منزلت فعلى رمان به عنوان شكل، (Novel as Form) بدهم، ناگزيرم مى‏سازد كه بدون ملاحظه رفتار كنم و فقط يك جنبه از مسئله را برگزينم. جنبه‏اى كه برگزيده‏ام جايگاه راوى است. در حال حاضر مشخصه اين جايگاه پارادوكسى بودن آن است: ديگر قصه‏گفتن ممكن نيست، اما رمان به عنوان شكل نيازمند روايت است. رمان، شكل ادبى خاص دوران بورژوايى است. مبدا رمان تجربه جهان افسون زدوده در دون‏كيشوت است، و تجزيه و تحليل هنرمندانه هستى صرف، هنوز قلمرو رمان است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 10:36  توسط محمد سلطانپور  | 

ایدئولوژی ادبیات مدرن / گئورگ لوکاچ / برگردان اصغر مهدی زاگان

اعتبار «رابرت موزيل»(1) به‌اين است که از اشاره‌هاي ضمني روش کار خويش کاملاً آگاه بود. او دربارة قهرمان خود، اولريش، اظهار داشت«او با انتخابي ساده روبه رو استيا هم‌رنگ جماعت گردد (زماني که در روم هستي هم‌چون رومي عمل کن) يا دچاراختلال عصبي شود». در اين‌جا موزيل مسألة مرکز‌ي ادبيات مدرن، آسيب‌شناسي (2) رواني را مطرح مي‌کند.
...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 10:29  توسط محمد سلطانپور  | 

نسیم شمال

" از ميان مردم بيرون آمد ، با مردم زيست و در ميان مردم فرورفت ، اين مرد نه وزير شد ، نه وكيل شد ، نه رئيس اداره ... شايد روز ولادت او را هم كسي جشن نگرفت و من خود شاهد بودم كه در مرگ او ختم هم نگذاشتند ... "  ( دكتر غلامحسين يوسفي ، چشمه روشن )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 22:18  توسط محبوبه شهبازی  | 

جامعه شناسی شعر نظامی

 

میدانیم که هیچ پدیده هنری – از آن جمله شعر – در خلإ پدید نمی آید بلکه حاصل تأثرات هنرمند و شاعر است از عوامل بیرونی.

نویسنده و شاعر از یک سو زیر تأثیر محیط و فرهنگ اجتماع است و از سوی دیگر خود بر عوامل بیرونی تأثیرمیگذارد لذا دگرگون میشود و دگرگون می کند.

 

حکیم گنجه شاعری است که سخن را چنان ارج مینهد که آن را نخستین افریننده میداند و سخن را به کبوتری مانند میکند که اندیشه بر پر وی بسته شده و علت غایی افرینش را سخن میشناسد.شعر او سرشار از مایه های واقعیت و بیانگر حقیقت و عینیت زندگی است و مفاهیمی چنین در اشعارش به چشم می خورد:

هستی شناسی-  جهان بینی- انسان شناسی – اندیشه های دینی و اجتماعی

آداب و رسوم و اخلاقیات و سیاست واقتصاد ودر یک کلمه هر انچه که به گونه ای با انسان بستگی و با جامعه پیوستگی دارد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 22:18  توسط زینب امامی غفاری  | 

مشکلات ادبیات جنگ در ایران/ رضا امیرخانی

نه فقط در تاريخ معاصر كه در طول تاريخ كشور ايران هيچ پديده اي مثل پديده جنگ 8ساله، آرماني و ملي نبوده است. اين اعتراف هم ربطي به اين ندارد كه من به جنگ و آدمهايي كه با دشمن جنگيدند، علاقه داشته باشم يا نه. من يك نويسنده هستم و همواره بايد دنبال بهترين دوره‌ها ‌باشم، فارغ از هر وابستگي فرهنگي يا وابستگي سياسي. حتي نويسنده اي هم كه اصلا در فضاي معنوي دفاع مقدس نفس نكشيده باشد، چاره اي ندارد مگر اينكه به ميدان جنگ هم سري بزند.
با توجه به كثرت كار درباره ادبيات دفاع مقدس به نظر مي‏رسد در آثار خود، كار قوي از جنگ كم داشته ايم.بخش مهمي از اين مسئله به خاطر عظمت دفاع مقدس است، نه ضعف كارها. جنگ ما آنقدر بزرگ و قشنگ بوده كه ما چنين ادعايي داريم. ولي به نسبت ساير جبهه‌هاي ‌ادبي كه در اين كشور گشوده شده، ادبيات جنگ جزو بهترين و سالم ترين ژانرهاي ادبي بوده است. ما چهل سال در اين مملكت، ادبيات چپ داشتيم، چند تا كار خوب داريم؟...

.....هنوز در مرحله آغازين نگارش ادبيات جنگ به سر مي‏بريم. اما هركسي كه اندك آشنايي با قصه و داستان دارد، مي‏تواند بفهمد كه آن چيزي كه بايد قطع شود حمايت نهادها از ادبيات جنگ است نه خود ادبيات جنگ. چيزي كه به حد كفايت به آن پرداخته شده، حمايت غلط از ادبيات جنگ بوده، نه خود اين ادبيات. به نظر من تمام نهادهاي حمايت كننده از ادبيات جنگ بهتر است فعاليت خود را تعطيل كنند چرا كه جواب نگرفته اند.

متن یادداشت رضا امیرخانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 14:57  توسط   | 

جامعه ‌شناسي اساطير/ بهروز سپیدنامه

حكيم ابوالقاسم فردوسي از شاعران برجسته سبک خراساني است و شاهنامه ـ شاهكار اين فرزانه ـ كتابي است كه شناسنامه ملي ايران تلقي مي‌شود. شاهنامه منظومه‌اي از شادي ها، ناكامي ها، اندوه‌ها و موفقيت هاست. او شرايط زمانه‌اش را در قالب شخصيت‌هاي نمادين مطرح مي‌سازد. گستره اين كتاب، ميدان كارزار دو نيروي خير و شر و به عبارتي نور و ظلمت با اهورا و اهريمن است. جدالي نابرابر كه سرانجام به پيروزي خير منتهي مي‌شود. حكيم طوس اين امور انتزاعي را در قالب شخصيت‌هايش پيكرينه مي‌سازد. رستمي مي‌آفريند كه خواستار بقاي نام ايران و نيكي است و در مقابلش لشكري از ديوان و ديو سيرتان قرار مي‌دهد.

 

ادامه مطلب

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 11:46  توسط   | 

نقش شاهنامه فردوسی در حفظ هویت ملی ایرانیان

حمله ي اعراب به ايران و سقوط امپراطوري ساساني ايرانيان را در بهتي طولاني فرو برد.سقوط ساسانيان به همراه هجوم قومي عرب با دين و زبان و فرهنگي بيگانه شرايط اجتماعي ايران را به كلي تحت تاثير قرار داد و تقريباً دو قرن طول كشيد تا ايرانيان توانستند به زندگي عادي خود برگردند و براي بازگشت به گذشته ي ايراني خود تلاشي سخت كوشانه را از سر گيرند.

ايرانيان براي ادامه ي حيات به عنوان قومي با هويت مستقل و زبان و فرهنگي فاخر مقاومت خود را در دو جنبه ي نظامي و فرهنگي آغاز كردند كه مقاومت مستقيم نظامي نتيجه اي جز شكست در بر نداشت اما ايستادگي فرهنگي براي نگهداري مليت و زبان فارسي با پيروزي همراه شد.در واقع ايرانيان پس از 400 سال مبارزه ي بي نتيجه به تاريخ و زبان خود بازگشتند،يعني دو چيزي كه در آن با اعراب مسلمان تفاوت داشتند و بر همين دو عامل هويت ملي خود را بنا كردند " كه تاريخ پشتوانه و توشه ي راه و تكيه گاهمان بود و زبان شالوده پايگاه و جان پناه و حصاري كه در آن ايستاديم"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 10:59  توسط سیده مرجان حسینی  | 

مقدمه ای بر اجتماعیات در ادبیات فارسی/ محمدرضا جوادی یگانه

«اجتماعيات در ادبيات»، عمدتا به تلاش نسل اول و دوم جامعه شناسی و نيز اديبان علاقمند به مسائل اجتماعي، در باره فهم عناصر اجتماعي در ادبيات ايران، و بويژه شعر و متون ادبي قدما مربوط مي شود. اين درس از سال 1348 در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران (و ابتدا توسط دکتر غلامحسين صديقي) تدريس مي شده است. دکتر روح الاميني معتقد است «جامعه شناسي ادبيات، جامعه شناسي متن ادبي است اما پيدا كردن مسائل اجتماعي در آثار، «اجتماعيات در ادبيات» است. ما آن چنان محو ادبيات غرب شده ايم كه ادبيات كلاسيك خودمان را فراموش كرده ايم.» (روزنامه ايران، 1 تير 1381)

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 16:16  توسط   | 

نمودهای فرهنگی و اجتماعی در ادبیات فارسی/ شهرام پرستش

سابقه انسان‏شناسي ادبيات در ايران به مطالعه «اجتماعيات در ادبيات فارسي‌» باز مي‏گردد. در اين ميان آثار متعددي با عنوان «اجتماعات در …» به بازار آمده است، كه البته بيشترشان با ذوق شخصي و توسط اصحاب ادبيات نگاشته شده‏اند. اما ‌نمودهاي فرهنگي و اجتماعي در ادبيات فارسي، نقطه عطف اين نوع مطالعات به حساب مي‏آيد. زيرا به لحاظ روش‏شناسي محمود روح‏الاميني ملتزم به رويكرد انسان‏شناسي است. نمودهاي فرهنگي و اجتماعي در ادبيات فارسي، دربردارنده سه بخش مي‏باشد: ...

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 17:29  توسط   | 

تجدد فكري و تجدد ادبي - گفتگو با حسن میرعابدینی

شعر ايران پس از سبك هندي رو به افول نهاد؛ شاعران سروده‌هاي گذشتگان خود را تكرار مي‌كردند و شعر دچار ايستايي شده بود. مضامين اين اشعار نيز بيشتر ريشه در عرفاني داشت كه با واقعيات دنيا همخواني نداشت. سال ها زمان لازم بود تا اين شعر دچار دگرگوني شود و شاعران در جستجوي راه ها و قالب‌هاي جديدي برآيند. در مجموع ادبيات ايران از يكصد و اندي سال قبل دچار تحول شد. اين تحول همزمان با نهضت مشروطه پديد آمد و همگام با آن نيز پيش رفت. حسن ميرعابديني معتقد است كه ادبيات معاصر ايران و نهضت مشروطه هر دو بر يكديگر تاثير گذاشتند و به نوعي لازم و ملزوم هم بودند. وي همچنين درباه گونه‌هاي ادبي جديدي كه در ايران دوران مشروطه پديد آمد صحبت مي‌كند، از قبيل رمان، نمايشنامه و... حسن ميرعابديني نويسنده كتاب <صد سال داستان‌نويسي در ايران> است. اين كتاب تنها اثر منتشر شده درباره تاريخ داستان‌نويسي در ايران است و به چاپ‌هاي مكرر رسيده است.

متن مصاحبه میرعابدینی با روزنامه اعتماد ملی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 16:5  توسط   | 

پسا بوف كوريِ بوف كوري - نقد رمان هیس- نوشته عليرضا سيف‌الديني

پسا بوف كوريِ بوف كوري


عليرضا سيف‌الديني

پيش از هر چيز بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه «هيس» گامي است قابل اعتنا؛ به دليل اينكه نگاه آن به «جزء» معطوف است. گويي حركتي است به قصد بازنمايي «جزء». رمان درصد آن است تا در خصوص «جزء» حقايقي را اگرچه در جامه‌اي سياه، با ما در ميان بگذارد و تبعات حضور و ظهور آن را تا آنجا كه برايش مقدور است، نمايش دهد. اما اين «جزء» چيست؟ «نمرود را تضرع زيادت گشت ... جثه‌ي حقير كه در سر او مأوا كرده بود آوا در مي‌داد و جنبش آغاز مي‌كرد آن‌سان كه نمرود را به جنون راه مي‌رسيد ...» (ص 140). اما ماجراي اين «جثه‌ي حقير» پس از ماجراي ستوان و سرگذشت جهان‌شاه بازگو مي‌شود. براساس آنچه رمان به ما مي‌گويد، ما با چهار نفر سر و كار داريم: ستوان، جهان‌شاه، مجيد و «فاعلِ گفت كرد» (1). اين چهار نفر اشخاص اصلي اين رمان به شمار مي‌روند.

ادامه مطلب

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 10:2  توسط   |