تبليغاتX
جامعه شناسی ادبیات

جامعه شناسی ادبیات

سحرزهاتف غیبم رسید مژده به گوش/ مهدی پور

دوران جوانی حافظ مصادف بود با حکومت ابو اسحاق اینجو که بر مراد حافظ بود و «خاتم فیروزه ی بواسحاقی»1 کنایه از دوران فرمانروایی اوست. زمانه ی او دوره ی آزادی و غلبه ی اوباش بر شهر و کناره گیری نیکان و اندیشمندان بود ولی از طرفی دوره ی مسامحه و آزادی بیان هم بود و با اینکه ارتباط با حکام «ظلمت شب یلدا» گفته شده ولی به طور کلی مورد رضایت شاعر جوان بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 15:4  توسط   | 

فرخی یزدی/زهرا نصرآزادانی

 

آزادي در اشعار فرخي يزدي

  مقدمه

در اين کارنوشت سعي شده در ابتدا با بيان سرگذشت فرخي يک تصوير کلي از موقيعت کلي احوال عصر مشروطه ترسيم کنم.سپس با تشريح چند نمونه از اشعار او به بيان جايگاه آزادي در ديدگاه ايشان بپردازم.
زندگينامه و اوضاع اجتماعي- سياسي
محمد فرخي يزدي در سال ۱۲۶۷ شمسي در يزد چشم به جهان گشود.
15 سال داشت که تحصيلات مقدماتي را در مدرسه مرسلين(مسيونرها) انگليسي يزد به پايان برد البته نه به طور کامل زيرا روح آزادي خواهي که از همان ابتدا وجودش را فرا گرفته بود او را وادار به سرودن اشعاري در انتقاد از تبليغات مذهبي آنان ساخت که همين امر به اخراج او منجر مي شود.پس از ترک تحصيل براي گذران به کارگري روي آورد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 1:5  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

نامه ی اهل خراسان انوری/زینب سالاری

به نامش

کارنوشت درس جامعه شناسی ادبیات دکتر جوادی یگانه نیمسال دوم 86-85

بررسی اجتماعیات در ادب فارسی

زینب سالاری پژوهشگری 83

 

 

نام انوری شاعر قرن ششم در بین شعرای فارسی زبان و تاریخ ادبیات فارسی همواره با مدیحه سرایی و ستایشگری همراه است و او را وصف به شاعری درباری می کنند.گویا در این عرصه چنان گوی سبقت را از دیگران ربوده بوده است که گاه او را پیامبر ستایشگران نیز لقب داده اند.مدایح انوری مشحون به اغراق و نمونه های بارز مبالغات دور از منطق و در عین حال حاوی مضامین غرورانگیز ستایشی است.البته این مدیحه سرایی ها در مقابله با دشمنان و مخالفان به تلخ ترین و گزنده ترین هجویات مبدل می گشته است.با همه ی این اوصاف به نظر می رسد این مدایح و هجویات چندان هم خالی از فایده واهمیت نباشد.در واقع می توان این گونه اشعار یا به اصطلاح شعرهای درباری را در زمره ی گرایش های اجتماعی شعر فارسی مورد بررسی قرار داد.اینگونه اشعار گر چه به ظاهر شعرهایی ضد اجتماعی یا خالی از زمینه های اجتماعی هستند ولی در عین حال در آنسوی این خلا از کاربردی سیاسی و اجتماعی برخوردارند.شعری که در مدح امیر یا پادشاه یا صاحب قدرتی سروده شده است عملا نشانه ی گرایش سراینده به اهداف سیاسی – اجتماعی ممدوح است.بنابراین شعر مدیح اگر به شیوه ای علمی و درست تحلیل شود یکی از مهمترین اسناد بررسی تحول ارزش ها درسیر تاریخ جامعه است چرا که می توان به این مهم دست یافت که در اعماق جامعه چه چیزهایی بعنوان ارزش مورد احترام جامعه بوده است و مدح و هجوها در جهت نفی یا اثبات چه فضایلی در تحول بوده است.از این چشم انداز می توان مدایح انوری را از مهمترین اسناد تاریخ اجتماعی در نظر گرفت1.

این مقدمه بر خلاف رای غالب در مورد قصیده ی کاملا اجتماعی – سیاسی نامه ی اهل خراسان انوری نشان می دهد که شاعر مورد بحث ناگهانی و اتفاقی و بر خلاف شیوه ی مرسوم  خود به لباس شاعری  اجتماعی و دردمند و مردم دوست درنیامده بلکه مدایح و حتی هجویاتش همگی مقدمه و زمینه سازی ای در خلق این اثر می توانند محسوب شوند.انوری شاعری درباری بوده است و دربار همراه با خصایص چندی روحیه ی سیاسی – اجتماعی را برای او بهمراه داشته است که این خصایص البته با شرایط واقعا بحرانی و اسفناک عامل محرک سرودن قصیده همراه بوده اند.با لحاظ این مقدمات و زمینه چینی است که باید قصیده ی نامه اهل خراسان را بهترین شعر سیاسی انوری دانسته که در آن تصویر درخشانی از اضطراب ها و هیجان های جامعه  در برابر خونریزی و شکنجه های غزان نقش کرده است.این قصیده از زبان مردم خراسان در برابر بیدادهای غزان لب به شکوه می گشاید و ستم های بیدادگران را بر ملا می سازد و بروشنی و وضوح متبلور و جلوه گر گوشه از تاریخ ایران است.انوری خراسان غارت زده از بلایای غزان را در این قصیده به خواهش خراسانیان وصف و به خاقان سمرقند یعنی سلطان سنجر سلجوقی می فرستد تا به فریادشان رسد.اما  مختصری از تاریخ شرح وقایع.

غزان صنفی از ترکان غارتگر بوده اند که در عهد سلطان سنجر طغیان کرده و ویرانی هایی به بار آوردند. اصولا در تاریخ  ایران و ممالک اسلامی هر وقت نام ترک می آید مراد قبایل زردپوستی هستند که تا اواخر قرن ششم و اوایل هفتم از حدود ماوراالنهر و خراسان بر ایران می تاخته و همگی از اقوام زردپوست اورال و آلتایی بوده اند2.اینکه انوری در سرتاسر قصیده سلطان سنجر را با عنوان خاقان که اصطلاحی برای شاهان اقوام زردپوست است می خواند اشاره به ریشه ی نژادی سلطان سلجوقی دارد.

به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر            نامه ی اهل خراسان ببر خاقان بر

ماجرا از این قرار بود در عهد سلطت سنجر غزان یک چند بی آنکه آزاری از آنان به مردم رسد در اطراف بلخ بسر می بردند لیکن امیر قماج عامل سنجر در بلخ چون از آنها بیم داشت آنان را به ترک آن نواحی و ماهجرت به ناحیه ای دیگر خواند.غزان امتناع کرده و به قبایل دیگری از ترکان هم دست شده امیر قماج را شکستی سخت دادند و شروع به  قتل و غارت و سرقت زنان و اطفال مردم کردند.

خبرت هست کزین زیرو زبر شوم غزان     نیست یک پی زخراسان که نشدزیر و زبر؟...

شاد الا به در مرگ نبینی مردم                   بکر جز در شکم مام نیابی دختر...

کشته فرزند گرامی را گر ناگاهان                 بیند از بیم خورشید نیارد مادر

بسیاری از علما و فقها را از دم تیغ گذراندند و مدارس و مساجد را ویران ساختند.

مسجد جامع هر شهر ستورانشان را               پایگاهی شده نه سقفش پیدا و نه در

خطبه نکنند بهر خطه به نام غز از آنک         در خراسان نه خطیب است کنون نه منبر

امیر قماج گریخت و شکایت به سنجر برد.غزان عذرخواستند و اجازه طلبیدند تا همچنان در چراگاه های سابق بسر برند ولی سنجر بدین امر تن در نداد به به پیکار سختی با آنها پرداخت که شکست خورد و از معرکه گریخت.لیکن غزان از پس سنجریان شتافته و از کشته ها پشته ها ترتیب دادند و سنجر بدست غزان اسیر گشت.قتل و غارت غزان از این هنگام در تمام بلاد خراسان آغاز شد3.مصیبت غزان پیش از حمله ی مغول از بزرگترین مصیبت ها بوده که زیان های بزرگ اقتصادی و اجتماعی برای خراسان و کرمان در بر داشت و قتل ها و غارت ها و ویرانی ها و نابسامانی های بسیار ببار آورد و بسی از بلاد معروف را با خاک یکسان کرد. تارتج و آزار و ایذاء و هتک نوامیس و قتل رجال امری عادی بود4.اثر این اوضاع در شعر و ادب قرن6 کاملا آشکار است.کمثر شاعری است که چون انوری از انتقادات سخت اجتماعی بر کنار مانده و از اهل زمانه شکایت های جانگداز نکرده باشد5.

در پس این عناصر بارز اجتماعی نکته سنجی هایی چند نیز از جانب شاعر به چشم می خورد که در خور تامل و توجه است.ممدوح اثر یعنی سلطان سنجر خود از نژاد مهاجمان یعنی غزان است.هر دو نزد انوری از طایفه ی ترکانند و بیکانه محسوب می شوند هر چند ترکان در کنار عصبیت های نژادی همواره سعی داشتنداز روایات و احادیث ایرانی درباره ی منشا و مقر خود توران و اشتقاق این اسم از تور نام فرزند فریدون پادشاه بزرگ داستانی ایران استفاده کرده و نسبت خود را به پادشاهان داستانی توران برسانند تا بتوانند بنابر عادت ایرانیان که شرف نسب و انتساب به خاندان های قدیم سلطنتی را شرط پادشاهی می دانستند بر آنان حکومت کنند6 و انوری با وقوف به این امر خطاب به سنجر او را چنین مدح می کند:

چون شد از عدلش سرتاسر توران آباد           کی روا دارد ایران را ویران یکسر

ای کیومرث بقا پادشه کسری عدل                وی منوچهر لقا خسرو افریدون فر

و از نقطه ضعف سلطان در جهت پیشبرد اهداف خود سود می جوید. و هر چند بنا به نظر برخی چون ترکان بسلاح اسلام درآمده ولی در عین مسلمانی به رسوم قومی خود وفادار بودند تسلط آنان بر بلاد اسلامی در نظر مسلمانان با اشکالی همراه نبود7 اما لحن انوری گاهی گویای احساس و نگرش دیکری به سلطان ترک است. شاعر مدیحه سرای ما هر از چندی حتی به مؤاخذه ی سلطان نیز می پردازد که این گویا دیگر از قالب خواهش و تمنا مبدل به نوعی بازخواهی از سلطان می گردد که آیا

خبرت هست که از هر چه درو چیزی بود               در همه ایران امروز نماندست اثر؟        خبرت هست کزین زیر و زبرشوم غز          نیست یک پی ز خراسان که نشد زیر و زبر

و اینکه

گر نیاراید پای تو بدین عزم رکاب                         غز مدبر نکشد باز عنان تا خاور

و هم چنین تو که ادعا می کنی

کشور ایران چون کشور توران چو تراست      از چه محروم است از رافت تو این کشور

و در ضربه  ی نهایی آنجا که مدعی می شود

بر بزرگان زمانه شده خردان سالار                      بر کریمان جهان گشته لئیمان مهتر

بر در دونان احرار حزین و حیران                            در کف رندان ابرار اسیر و مضطر

با خرد و لئیم و دون و رند خواندن غزان تعریضی نیز به سلطان ترک نژاد می زند.گویی که خاطره ی اعمال وحشیانه و عادات ناپسند ثبت شده در تاریخ کارنامه ی اعمال سنجر را نیز در ذهن دارد.

"خبرت هست های" انوری در قالب استفهام انکاریشان حاوی خبر قریب الوقوع شکست و بی کفایتی سنجر در برار غزان است و گویای خبرش نیست و نخواهد بود.

 

 

 

 

توضیحات

1-شفیعی کدکنی محمد رضا/مفلس کیمیا فروش/نشر سخن/ص103

2-صفا ذبیح ا.../تاریخ ادبیات ایران/ج 2نشر فردوس/ص77

3-همان صص88-87

4-همان صص 102-101

5-همان ص 124

6-همان ص 96

7-همان ص 85

 

 

منابع

1-شفیعی کدکنی محمد رضا/مفلس کیمیا فروش/نشر سخن

2-صفا ذبیح ا.../تاریخ ادبیات ایران/نشر فردوس 72تهران

3-دهخدا علی اکبر/لغتنامه ی دهخدا/نشر مؤسسه دهخدا

4-یوسفی غلام حسین/نامه ی اهل خراسان/نشر زوار تهران

5-رضوی مدرس/دیوان انوری/بنکاه ترجمه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 1:1  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

تهنیت دختر /مرضیه پروانه

یکی دو زایند آبستنان مادر طبعع

ز من بزاد یکباره صد هزار پسعر

یکان یکان حبشی چهره و یمانی اصل

همه بلال معانی همه اویس هنر

یگانگی دو سرای و سه قوت و چارارکان

امیر پنج حس و شش جهات و هفت اختر

مرا چه نقصان گر جفت من بزاد کنون

بچشم زخم هزاران پسر یکی دختر

که دختری که از اینسان برادران دارد

عروس دهرش خوانند و بانوی کشور

اگر بمیرد باشد بهشت را خاتون

وگر بماند زیبد مسیح را خواهد

اگرچه هست بدینسان خداش مرگ دها

که گور بهتر داماد و دفن اولیتر

اگر نخواندی نعم الختن برو بر خوان

وگر ندیدی دفن النبات شو بنگر

مرا به زادن دختر چه تهنیت گویند

که کاش مادر من هم نزاری از مادر

سخن که زاده خاقانی است دیر زیاد

که از نه افلاک آمد نه از چهار گهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 21:32  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

زهی خسته زمانی که یار باز آید /بهروز غلامي

غزلی که اینک به شرح آن می پردازیم از جمله غرلهایی است که خواجه حافظ در اثر تأثر فراوان از اوضاع نامساعد شیراز و حضور سران جلایری و حکومت شاه محمود سروده است.

در این غزل اشتیاق فراراونش را به عنوان نمونه ای از احساس و خواسته های مردم شیراز نسبت به بازگشت شاه شجاع ابراز و اظهار داشته است و بدیهی است اینگونه غزل ها که منعکس کننده نظرات و تمایلات مردم بوده، خواجه حافظ به قصد تهییج و تشویق خاطر و برانگیختن ذوق و شوق شاه شجاع برای بازگشت به شیراز سروده و به کرمان ارسال داشته است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 18:24  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است/سجاد شيرمحمدي

  در سال 616 هجری مغولان وحشی به ایران تاختند ، تمدن ایران را به تباهی کشانیدند . اقتصاد ورشکسته شد بدبختی و فلاکت مردم را اخلاقا"  پست و ریا تزویر کرد . بازار مداحی از رونق افتاد . شاعران بیشتر به درد دل پرداختند و متناسب با اوضاع پریشان روزگار به غزل و رباعی توسل جستند . شاعر که از جامعه حمایت نمی دید به تحقیر مردم زمانه پرداخت  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 18:20  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

رگبار استبداد / ناهيد محمدي

بزرگي     پند    به       فرزند     داد              كاي پسر اين پيشه پس از من توراست

مدت    ما  جمله  به  محنت گذاشت             نوبت  خون  خوردن  و  رنج  شماست 

كشت كن آنجا كه نسيم و نمي است            خرمي     مزرعه   ز   آب  و  هواست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 16:55  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

اي بي خبر / مهتاب مهري

پروين بر خلاف شاعران ديگر در اشعار خود از خود سخن نمي‌گويد اما از لابلاي اشعار ، بويژه قطعاتش خطوط اصلي چهره ادبي و ذوقي و فكري و شخصيتي او را به خوبي و روشني مي‌توان ديد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 16:54  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

فقر/ زهره حسینی

تهيدست

دختري خود به مهماني رفت                                        در صفا دختركي چند خزيد

آن يك افكند بر ابروي گره                                     وين يكي جامعه به يكسو كشيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 16:25  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

قصة رنگ پريده / زهرا پورعزیزی

 

من ندانم با كه گويم شرح درد

قصة رنگ پريده، خون سرد

هر كه با من همره و پيمانه شد

عاقبت شيدا دل و ديوانه شد

قصه ام عشاق را دل خون كند

عاقبت خواننده را مجنون كند

آتش عشق است و گيرد در كسي

كاو ز سوز عشق مي سوزد بسي

قصه اي دارم من از ياران خويش

قصه اي از بخت و از دوران خويش

 

اين ابيات، ابيات آغازين مثنوي «قصة رنگ پريده» ؛ اولين شعر انتشار يافتة نيما يوشيج، شاعر تواناي معاصر است كه به شيوايي مهارت وي در سرودن در قالب هاي كلاسيك ادبي را نشان مي دهد و ته مايه اي از تأثير صورت و معني ني نامة مثنوي معنوي مولانا را در خود داراست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 14:0  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

نکوهش زهد ،ریاوظلم شاهان درشعرحافظ / الهام رحمتی

 شعر او چون دوردست افق بوسه گاه آسمان وزمین است.آسمانی ست،زیراانچه از خوبی وپاکی وعدل وامن می جوید درین تیره خاکدان نمی یابد زمینی است.زیرا آنچه از ناز ونوش ونوا می خواهد در همین سایه ی بید ولب کشت فراهم است .پس اشاره اش به دو
 
رگاه آسمان است .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 12:42  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

پروین هنرمندی متعهد / قربانی

نقد اجتماعی شعر پروین

اگر  هنرمندي  متعهد  و مسئول  باشد بي ‌شك  هيچ گاه نمي‌تواند  نسبت به اوضاع اجتماعي خويش بي‌تفاوت باشد .  پروين اعتصامي  يكي از اين  هنرمندان متعهد و در عين حال منتقد به جامعه زمان خويش بوده است . شعرهاي پروين بازتاب اوضاع سياه اجتماعي است‌كه چيزي جز فقر (اشك يتيم) ظلم و ستم و بيداد گري(شعر مست و هوشيار ) ، رشوه خواري (شعر دو محضر بديده زر ديدم و رفتم ز دست بي تأمل روز را گرفتم شب است) ، ريا  كاري (بناي نيكي بزرگي داد يك درهم گدا را ، كه هنگام دعا ياد آر ما را) ، و كمك نكردن مردم به يكديگر (شعر ، بي‌پدر روي همسايه پي نان رفتم تا مرا ديد در خانه ببست) ، بنيادش نيست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 9:50  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

پیدا و پنهان در شعر حافظ/ فاطمی

ریا در شعر حافظ

خواجه شمس الدين محمد شيرازي شاعر و حافظ قرآن، متخلص به حافظ و معروف به لسان الغيب از بزرگترين شاعران غزلسراي ايران و جهان به شمار مي رود. حافظ را نمي توان از سنخ شاعران تک بعدي و تک ساحتي محسوب و تفکر شاعرانه اش را تنها به يک وجه خالص تفسير و تاويل کرد.
شعر حافظ داراي ابعاد گوناگون و متنوع سرشار از راز و رمز و پرسش از حقيقت هستي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 0:25  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

تاثیر کلام عارف قزوینی بر اجتماع و بررسی یک تصنیف از او /فریماه نجفی اصل

 
 

 

 

 ابوالقاسم عارف قزوینی ( 1300 ه.ق. – 1312 ش. ) شاعر و ترانه سرای معروف دورۀ مشروطیت ، در چند زمینه استعداد داشت : شعر و ترانه خوب می سرود و سخنش بر دل می نشست . موسیقی می دانست واز قریحۀ آهنگ سازی برخوردار بود و می توانست ترانه هایی را که می سرود با آهنگهای مناسب همگام کند و عرضه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 22:59  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

نمایشنامه ی ایده آل پیرمرد دهگانی ( در سه تابلو ) / ریحانه جوادی

عشقی نمایشنامه ی ایده آل را در سه تابلو ( شب مهتاب – روز مرگ مریم – سرگذشت پدر مریم و ایده آل او ) سروده است . « نمایشنامه ی او بیشتر چون سندی درباره ی وضع اجتماعی و سیاسی زمان سراینده و بازتاب آن در اندیشه و احساس آزادیخواهان ، ارزشمند است . » ( مسکوب 1373 ، ص 87 )  عشقی خود در توضیح این نمایشنامه می گوید : « در اواسط سنه ی 1342 قمری  ]  برابر با  1303  شمسی [  ، دبیر اعظم فرج الله بهرامی ، رئیس کابینه ی وزارت جنگ بنام مسابقه ی مهم از عموم متفکرین ایران سوال کرد که هر کس ایده آل خود را خوبست بنویسد و در جریده ی شفق سرخ که معتبرترین روزنامه ی آن عهد بود چاپ نماید . »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 22:0  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

روزگارفریب و ریا در شعر حافظ / سارا عابدی

حافظ به شیوه رندان قلندر روزگار فریب و ریا ، آنچه راکه قاعدتاً باید نهان سازد شجاعانه آشکار می کند و خود را متظاهر به فسق و فجور می نماید، حرامها را بر خود حلال می داند ودر نقطه مقابل ، باورهای اصیل خود را که به دلیل تربیت اخلاقی ودینی وانس مداومش با قرآن، صادقانه بدانها معتقد است ، به ظاهر انکار میکند و از نهانخانه ضمیر به عرضه باورهایی میپردازد که مبنای ظاهری آنها تقدیس محرمات و ارج نهادن به آنها وتحقیر باورهایی است که به دلیل زیبایی و خوبی و همه پستدی آنها ، دستاویز ارباب زرق و ریا می شوند ، در این گروه از الفاظ حافظ ، که مبنای آنها متلاشی ردن دنیای ظاهر بینان ریاکار است ، ضد ارزشها جای ارزشهاجای ارزشها رااشغال می کنند ، دنیای ظاهر جانشین دنیای نهان می گردد و حافظ خود را محکوم می سازدکه به جای آنکه دیگران را گناهکار بشمارد ، تقدیس را از خود نفی کند اما دیگران ببخشاید:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:40  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم /خزایی

خواجه در این مکتب خانه علوم حکمت و فلسفه و اخلاق و قرآن و علوم عقلی و. . . را می آموزد . صوفی و صوفی گیری در آن دوران مورد قبول بود در اشعار حافظ مورد اشاره قرار گرفته و او اوضاع جامعه در آن دوران و ریا و ادعاهای پوچ  صوفیان که حتی در بهشت هم زندان را برای آنان مناسبتر می بیند رنج می برد . در زیر وضو حالت حافظ در یکی از اشعار زیبایش می پردازم .

 



  

 

 

 

 

                                       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:35  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

ما بر اريم شبي دست و دعايي بكنيم / مهدیه عسگری

          

 حافظ كه در سال 718 ديده به جهان گشود و طبق بررسي هايي كه انجام شده بدين نتيجه رسيده اند كه در سال 792 درگذشت . دردوران زندگي خود حكومت هاي متعددي را ديده است كه يكي از انها حكومت خاندان اينجو بوده است و يكي از سلطان هاي اين خاندان شاه شيخ ابواسحق است كه از ممدوحين مهم حافظ است كه اين ممدوح حافظ بر اثر حمله امير مبارزالدين محمد غزلياتي راسروده كه غزل زير يك نمونه از ان است :

ما بر اريم شبي دست و دعايي بكنيم            غم هجران تو را چاره ز جايي بكنيم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:31  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن /الهام جوهر شمشیری

 

شیخ شیراز در عصری میزیست که حوادث عجیب وغریب،فقر،غارت،خونریزی،ریاکاری،   

 

ستمکاریهای حکام و...رواج کامل داشتسیل غم ازهر طرف بر مردم روی می اورد،او

 

پس از تجربه های تلخ،این حقیقت را دریافت که داروی اندوه می است وبس.

 

سمش محمد،لقبش شمس الدینونام مستعارشعریش(حافظ)، عنوانش خواجه،                       

 

   زادگاهش شیراز و روزگارش قرن هشتم هجری.               


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 10:38  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

تحلیل جامعه شناختی موش و گربه اثر عبید زاکانی / نازگل باقری

 

به نگاه ساده اگر طنز را بخواهیم معنا کنیم، طنز یعنی خندیدن به گریه ها.این خنده از جنس جامعه است.کسی میتواند به گریه های جامعه بخندد که از جنس درد باشد و طنزگونانه زندگی کند.برای خندیدن به گریه ها زبانی ابریشمی و سرخ که سر سیاه غم را بر باد دهد لازم است.

ادبیات کهن ایرانی دارای طنز پردازان بسیار چیره دستی از کهن زمانها تا امروز بوده است

پژوهش در مورد این نویسندگان کاری سهل و ممتنع است. سهل است زیرا شیرینی کلامی همراه مضمونهای بکر جلوه گری میکند.ممتنع است زیرا درک گریه های زمانی را با خنده های سطحی آمیخته است که جدایی آب شور و شیرین است.

عبید زاکانی از نوادر ادبیات ایران در طنازی بسیار چیره دست بوده است.

                                                                       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 10:27  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

حافظ شاعر درد آشنا / نسیرین ملکی

 

  

حافظ به عنوان یک شاعر منتقد احتماعی در غزل زیر به مانند بسیاری از

 غزل های دیگر آسیبهای اجتماعی زمانه ی خود ، مانند ریاکاری ، نفاق

 تکیه بر ظواهر دین را نکوهش کرده است و حکومت شاه شجاع را پایان

  بخش این مسایل می داند

        

           

                            

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 20:34  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

اجتماعیات در اشعار فرخی/ حامد سلیمپور

 

میرزا محمد فرزند محمد ابراهیم یزدی متخلص به فرخی در سال 1306 هـ ـ ق در یزد متولد شد. فرخی در دوره ای حساس و به لحاظ سیاسی و اجتماعی آشفته و پر هرج و مرج یعنی آستانه مشروطیت زندگی می کرد پس طبیعی است که مناسب زمان خویش شعر بگوید و مسایل اجتماعی زمانش را در اشعارش منعکس می کند. او از جمله شاعرانی است که می توان آنها را شاعرانی اجتماعی و مردمی نامید، او هنر خود را در خدمت اجتماع قرار می دهد و در بیان مسایل اجتماعی و وقایع سیاسی از زبردستی و مهارت به سزایی برخوردار بوده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 14:29  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

عدل و داد در بوستان سعدی / اعظم بهرامی

 موضوع سخن بنده عدالت در بوستان سعدی است .عدالت در لغت به معنای دادکردن ٬دادگر بودن ٬انصاف داشتن ٬داد دادن است و در اصطلاح نهادن هر چیزی است به جای خود٬حدّ متوسط میان افراط و تفریط   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 10:53  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

ریا ستیزی در اشعار حافظ / سمیه محسنی

در عصر حافظ، به دلیل بی عقیدگی برخی از ایلخانان و بی تعصبی بعضی دیگر، گروهها توانستند مذهب و اعتقاد خود را ازادانه اشکار کنند و در صورت لزوم بر ان پای بفشرند. بنابراین، در این ایام نه تنها مذاهب اسلامی ازادانه تبلیغ و ترویج میشد بلکه پیروان ادیان دیگر و از ان جمله زرتشتیان و مسیحیان هم اشکارا کیش و ایین خود را تبلیغ میکردند و مراسم ان را برپا میداشتند.

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:31  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

عدالت در بوستان سعدی / حوا جدی

بی شک هر جامعه به موجب تعارضات درونی خود در بر گیرنده گروههای طبقات و نیروهای گوناگون است. طبقات مختلف اجتماعی ماهیتی اقتصادی نظامی اموزشی و...دارند. (کمالی سروستانی ٬کوروش:سعدی شناسی ؛1381 ) روح انسان دوستی – ان شاعر بزرگ اجتماعی و ان کسی که عدالت را اساس کشور داری می داند در اشعارش تجلی میکند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:0  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

موش و گربه عبید زاکانی / مرضیه رجبی

 

در روزگاری که پادشاهان و امیران و وزیران همه نعل وارونه می زدند یعنی به ظاهر هر چه می گفتند در باطن ضد آن را انجام می دادند ، و شیوه ی انتقادی عبید هم شکل زمانه را به خود می گرفت .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 19:50  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

حافظ زبان گویای جامعه خویش / زینب ملکی پور

     
 خواجه شمس الدین محمد شیرازی که مااو را با نام حافظ و لقب لسان الغیب 

      می شناسیم در حدود 726 هجری در شیراز زاده شد و در سال 729هجری

      درگذشت . نیاکانش از کوهپایه ی اصفهان بودند و پدرش در شیراز اقامت گزیده

      بود . او از همه ی علوم قرانی از تفسیر گرفته تا کلام و فلسفه و عرفان بهره

      داشت . وی هرگز دانش خود را دست مایه ی مال اندوزی قرار نداد .

 


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 19:20  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت / فاطمه محمودی

        

گامی بر خواهم داشت ولی نه بر جای پای حماسه های باستانی ونه بر مسیر اخلاق متعالی ونه در میان چهره های نیمه آشنا:اشباح مه گرفته ی تاریخی بس کهن

گامی برخواهم داشت درراهی که سرشتم بکشاند

گرانم می آید که جزخودرهبری برگزینم

 

 

 

            

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 19:9  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد / مدینه حمیدی

شمس الدین محمد  حافظ بزرگترین غزل سرای عرفانی ایران یکی از نوابغ بزرگوار عالم انسانی است که در آغاز سده ی هشتم هجری در شیراز پا بعرصه وجود نهاد از نوشته های تذکره نویسان چنین بر می آید که حدود هفتاد سال زندگی کرده است .نخستین اشارات در غزلهای حافظ مربوط است به زمان فرمانروایی ابو اسحاق اینجو در فارس ( 742تا755 ).

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 17:32  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

شرایط اجتماعی حاکم بر دوران حافظ / فاطمه سلمانی

 حافظ از معدود چهره هایی است که در تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران در طی زمان به جاویدی رسیده است ودر تاریخ فرهنگ جهان چندان همتا ندارد. این ویژگی که حافظ در فرهنگ وادب این دیار به خود اختصاص داده است  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 15:49  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

فقر عمومی در جامعه / زهره وند

رساله دلگشای عبید خود تاریخی است تمام و کمال از روزگار او.البته آنچه از نوشته های مورخان درباره ی این دوران پر هرج ومرج تاریخ حیات مردم ایران بر می آید جز فساد و تباهی مبین امر دیگری نیست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 15:41  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

روز هجران و شب فرقت یار اخر شد / ملیحه امانی

 روز هجران و شب فرقت یار اخر شد          زدم این فال و گذشت اختر وکاراخرشد

 

شیراز در دوره ای که حافظ تربیت می شد ، وضع سیاسی آرام وثابتی داشت واین نعمت را تدبیر اتابکان سلغری  فارس ،برای شهر سعدی و حافظ فراهم آورده بود.

                                                                           


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 14:48  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

روز هجران وشب فرقت ياراخر شد/ حدیث پناهی

روز هجران وشب فرقت  ياراخر شد                                            زدم اين فال وگذشت اختر وكار اخر شد

 

جامعه شناسي ادبيات بر نوع جديد ادبيات يعني رمان شكل يافته است و قابل بررسي با نظريه هاي جامعه شناسي مي باشد.امابراي بررسي اثار گذشتگان نمي توان از جامعه شناسي ادبيات استفاده كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 14:45  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

مقایسه ی مست وهوشیار پروین با خواندن محتسب مست خراب افتاذه را به زندان مولانا/ صغری شهبازی

مقدمه:

ما در این مقاله به مقایسه شعر مست و هوشیار پروین و شعر خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان مولانا می پردازیم.همانگونه که خواهیم دید این دو شعر به شیوه مناظره می باشند و دو طرف گفتگو محتسب و مست هستند .در هر دو داستان محتسب یعنی پاسبان فردی را که شراب خورده و مست می باشد را در تاریکی شب می بیند و از او می خو ا هد تا برای محاکمه با او به زندان برود ولی فردی که مست می باشد این قضیه را نمی پذیرد و حاضر نمی شود که با محتسب برای داد رسی و محاکمه برود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 20:12  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

مسئله جامعه‌شناسي ادبيات / دکتر جمشید ایرانیان

دكتر جمشيد ايرانيان، در اولين جلسه سخنراني گروه علمي ـ تخصصي جامعه‌شناسي هنر و ادبيات انجمن جامعه شناسی ایران، به بحث پيرامون ”مسئلة جامعه‌شناسي هنر و ادبيات“ پرداخته است. او در اين سخنراني به وضعيت اين رشته در كشور و مسائل مبتلا به آن چون روشن نبودن تعريف موضوع، برخورد اشتباه‌آميز با اين سوژه ـ نقد ادبي به جاي جامعه‌شناسي ادبيات و دخالت مراجع رسمي در اين حوزه و اشتباهات ناشي از اين امر پرداخته است كه در زير مي‌خوانيد.

مساله جامعه شناسی ادبیات 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 19:55  توسط   |