روايتي از رمان چراغ ها را خاموش مي كنم اثر زويا پيرزاد
عليرغم اينكه ”چراغها را من خاموش ميكنم“ روايت تجربه روزمره يك زن خانهدار است اما تجربيات مردانه از زندگي روزمره را نيز به خوبي بازنمايي ميكند. آنچه كلاريس را ناراضي ميكند موقعيت ساختاري است كه شرايط نابرابر و ناعادلانه را بازتوليد ميكند هرچند او خود از چند و چون اين وضعيت آگاه نيست. مزيت آرتوش و در واقع تمام مردان در برابر كلاريس و يا تمام زنان خانهدار به تعيين مازادي است كه از آن برخوردار است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 9:34  توسط محمدعلی عباسیان نجف آبادی
|
