تبليغاتX
جامعه شناسی ادبیات

جامعه شناسی ادبیات

فراتر از مرز عامه پسند

نگار دختر زيبا؛محجوب؛هنرمند و درس خوان يك خانواده ي ثروتمند است و همه ي اين ويژگي ها موجب مي شود هر جا كه مردي با او رو به رو گشت بي درنگ شيفته اش باشد؛اما او كه به آساني تن به ازدواج با هر كس نمي دهد در اين ميان تنها دل به پسري از طبقه ي پايين اما موفق و زيبا ومحجوب چون خودش مي سپارد و تمام داستان در فراز و نشيب زندگي اين دو رقم مي خوررد.نگار از خانه مي گريزد؛در يكي از بهترين دانشگاهها ورشته ها قبول مي شود؛دوباره به خانه باز مي گردد و درسش را تا مقطع كارشناسي ارشد ادامه مي دهد؛تا اينكه سرانجام در اثر يك تصادف چشمانش از دست مي روندو از قضا با چشم پزشكي رو به رو مي شود كه به او قول درمان چشمهايش را مي دهد و او همان عليرضاست كه چند سال پيش به او دل سپرده بود؛علي رضا در اين سالها رنج بسيار تحمل كرده اما جز نگار به كس ديگري نينديشيده است .دو قهرمان داستان سرانجام به يكديگر مي رسند. در پايان عليرضا در يك تصادف از بين مي رود و نگار تنها فرزندشان را بزرگ مي كند و به سامان مي رساند .با مرگ نگار داستان خاتمه مي پذيرد.

 زهرا مؤمنی/تندیس تنهایی/تهران:ورجاوند،۱۳۸۰

منظور ازعنوان "فراتر از مرز عامه پسند"این است که معیار هایی که ما در خصوص یک داستان عامه پسند در نظر گرفتیم،از قبیل دوری از واقعیت و آرمانی بودن و غیر ملموس بودن در این داستان به حد افراطی می رسد ولذا از آن معیار ها عبور کرده و بیش از حد دوراز درک مخاطب به نظر می رسد.هر خواننده ای هر چند عامی نمی تواند با چنین داستان مضحک وخیالبافانه ای وارد رابطه و درگیری وتأثیرپذیری شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 11:33  توسط حمیده بندرچی  | 

روايت ويراني

"شازده احتجاب توي همان صندلي راحتي اش فرو رفته بود وپيشاني داغش را روي دو ستون دستش گذاشته بودو سرفه مي كرد.يك بار كلفتش ويك بار زنش آمدند بالا. فخري در را تا نيمه باز كرداما تا خواست كليد برق را بزند صداي پا كوبيدن شازده را شنيد و دويد پايين.فخرالنساء هم آمد و باز شازده پا به زمين كوبيد."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 12:27  توسط حمیده بندرچی  | 

اجتماع در ادبيات آل احمد

تأثیر اجتماع بر ادبیات در همه ی دوران ها تأثیری غیر قابل انکار است چه اجتماع جزئی از وجود نویسنده ،شاعر و ادیب است.اما شرایط زمانی ومکانی باعث می شود این تأثیر در دوره هایی محسوس تر و در دوره هایی نا محسوس تر جلوه کند.پس از کودتای سال 32و حاکم شدن جو خفقان و یأس بر فضای اجتماعی ایران ادبیات بیش از هر زمان دیگری جنبه ی سیاسی یافت چه در دورانی که هر گونه انتقاد و مبارزه ی مستقیم با حاکمان سیاسی با سرکوب مواجه می شد زبان غیر مستقیم شعر و داستان عرصه ای برای نقد و بیان مشکلات جامعه بود.از این روست که شاعر ونویسنده ی متعهد دهه ی 40اثر هنری خود را وسیله ای برای انعکاس مسائل جامعه قرار می دهد.شاید همین ویژگی از پویایی و ماندگاری ادبیات این دوران در دوره های بعد بکاهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 12:10  توسط حمیده بندرچی  |