گذرانی پر از حادثه
یادگار دوران خاطره های فراموش نشدنی
از ترسیدن ها وبار سنگینی ایام وتجربه های سرد وسخت
اما......
دوباره پرواز خواهم کرد
رها وسبکبال در کهکشان های دور دست
زیبایی ها را جستجو خواهم کرد
گذرانی پر از حادثه
یادگار دوران خاطره های فراموش نشدنی
از ترسیدن ها وبار سنگینی ایام وتجربه های سرد وسخت
اما......
دوباره پرواز خواهم کرد
رها وسبکبال در کهکشان های دور دست
زیبایی ها را جستجو خواهم کرد
داستان مربوط به دختر رعيت اثر به آذين
دوران حكومت رضاخان و سلطه نظام ارباب رعيتي بوده است و در اين بين سرزمين گيلان نيز به شدت تحت انقياد نظام حاكم قرار داشته و شخصيت اصلي داستان دخترك كوچكي است كه درگير ستم هاي وارد شده ناشي از اين دوران است . صغري دختركي است كه مادرش را در زمان تولد از دست داده به اين ترتيب او مانده و خواهر بزرگتري كه تنها 9 سال دارد و پدر زحمتكشي كه تلاش شبانه روزي اش كفاف زندگي فقيرانه و انتظارات اربات را نمي دهد . نگهداري و رسيدگي از دو دختر كوچك و كار مداوم در مزرعه ،خارج از توانايي احمد گل است . بنابراين تصميم مي گيرد كه دختر بزرگترش را در خانه اربابي در رشت بگذارد تا هم از او مراقبت كنند هم با كاركردن مخارج خود را تأمين نمايد.
این داستان با بهره گیری از صنعت سیال ذهن ، روایتگر سفر درونی و خاطرات ذهنی آخرین بازمانده نسلی است که آخرین لحظه های زندگی را طی میکند و ضمن به چالش کشیدن یک ذهن،یک دوره از تاریخ ایران را مطرح میکند.
ساعت نزدیک 2 بعد از ظهر است و من در حال جستجوی کتاب مورد نظرم در خیابانها پرسه میزنم.با خود فکر مینم این موقع هیچ جایی باز نیست و بهتر است زمان دیگری برای خرید کتاب بیایم.در همین افکار بودم که ناگهان چشمم به یک کتابفروشی میرسد باور نمیکردم در آن موقع از ظهر،آن کتابفروشی باز بود.برایم جالب بود ناگهان یاد کارنوشت جامعه شناسی ادبیاتم افتادم،حتما موضوع خوبی برای تحقیق میتوانست باشد.
کتاب فروشی بهمن در طبقه زیرین یک مجتمع قرار دارد که طبقات بالای آن به ترتیب مطب زنان ومامایی ،متخصص قلب و عروق ، دفتر وکالت و کافی نت قرار دارند .سمت راست مجتمع ، داروخانه وسمت چپ آن فروشگاه پوشاک می باشد . ابتدای ورود به مجتمع نیز یک فروشگاه کوچک لوازم آرایشی وجود دارد . در کل می توان گفت کتاب فروشی در منطقه پر رفت و آمد وتجاری قرار دارد .
فرنگیس قهرمان پروبلماتیک رمان چشمهایش تشنه ابن بود که کسی او را به چشم یک انسان بنگرد (جستجوی تباه) . در حالی که همه او را به چشم یک عروسک زیبا می بینند (تباهی جهان) . فرنگیس عاشقان زیادی داشت که به خاطر خودخواهی خود ، او را می خواستند . و به او با همین نگاه می گریستند . فرنگیس برای انتقام گرفتن از آنها به خاطر نوع نگاهشان به او ، آنها را به بازی می گیرد. اما این انتقام بیش از هر کس خود او را نابود می کرد.
فضای اجتماعی
رمان جزیره سرگردانی نوشته سيمين دانشور که تقریبا به اتفاقات و محیط اجتماعی دهه 30 برمیگرددبیانگر اوضاع اجتماعی در آن زمان است زمانی که به بیان رمان فاصله طبقاتی فراوان در جامعه وجود دارد و ابتذال در طبقه مرفه جامعه دیده می شود. و بالعکس در طبقات محروم توجه به مذهب و دین موج میزند .
احساس می شود قهرمان داستان مصداق اصلی برای عنوان داستان است که چون جزیره ای سرگردان در میان اعتقادات مختلف است با این توضیح که احساس درونی بی میلی به محیط خانواده و اجتماع اطراف خود دارد و از طرفی راه درست برخورد با احساس خود را تشخیص نمی دهد .
در برخورد با مسائل اجتماعی دو گونه عکس العمل را می توان دریافت برخی تندرو هستند و اعتقاد انقلابی دارند که نمود آن را در شخصیت مراد میتوان دید و برخی دیگر برخوردی روشنفکرانه با رویکردایدئولوژیک دارند که نمود آن را می توان در شخصیت سلیم دید. .
فضاي كلي داستان : رمان سمفوني مردگان اثر عباس معروفي ،روشنفكري را توصيف مي كند كه در جامعه ي مصلحت گراي سال 1340 نابود مي شود . آغاز ماجراهاي اين داستان به حدود سال هاي 1320 برمي گردد كه در اين سال ها مناطق شمالي ايران زير سلطه ي روس ها و مناطق جنوبي ايران تحت سلطه ي انگليسي ها درآمده بود و سپس در سال هاي 50-1340 پيگيري مي شود.
« می خواهم چند ساعت در روز تنها باشم، می خواهم با کسی از چیزهایی که دوست دارم حرف بزنم.»
رمان چراغ ها را من خاموش می کنم یکی از معدود رمان هایی درباره زنان است که بی هیچ شعاری به بررسی زندگی روزمره یک زن می پردازد که همین نحوه پرداختن به زندگی قهرمان نقطه قوت رمان خانم «زویا پیرزاد» است.
خلاصه نظریه گلدمن:
رمان سرگذشت جستجویی تباه است.جستجوی ارزشهای راستین در جهانی که آن نیز در سطحی گسترده تر و به گونه ای متفاوت تباه است. البته منظور از ارزشهای راستین ،ارزشهایی نیست که منتقد یا خواننده انها را راستین می شمارند،بلکه ارزشهایی است که بدون حضور اشکار در رمان ،مجموعه رمان را به طور ضمنی سامان میدهد.رمان آن نوع حماسی است که با گسست رفع نشدنی میان قهرمان وجهان مشخص می شود.تقابل میان قهرمان و جهان ،نتیجه تفاوت ماهوی میان هر یک از این دو تباهی است.قهرمان رمان شخصیتی پروبلماتیک است که در جهان سازگاری و همرنگی با جماعت و عرف و سنت به جستجوی تباه،و در نتیجه ناراستین ارزشهای راستین بر می آیدوهمین جستجو محتوای این نوع رمان را می سازد.
در دهه 1370 در تهران دانشجویی جیرفتی به نام یونس فردوس مشغول نوشتن پایان نامه دکترای جامعه شناسی خود با موضوع بررسی علل اجتماعی خودکشی دکتر محسن پارسا استاد فیزیک دانشگاه های ایران است.
" باید قبل از مردن ناخن هامو در خاک فرو ببرم تا وقتی مرا به زور روی زمین می کشند به یادگار شیارهایی بر زمین حفر کرده باشم. باید قبل از رفتن خودم را جا بگذارم. اگر امروز چیزی از خودم باقی نگذارم چه کسی در اینده از وجود من در گذشته باخبر خواهد شد؟ نمی خواهم امده باشم و رفته باشم و هیچ غلطی نکرده باشم. نمی خواهم عضو خنثای تاریخ بشریت باشم. من از تنهایی می ترسم." )ص10)
مزرعه حیوانات در انگلستان توسط صاحب ظالم و ستمکارش اداره می شود او جز ظلم و ستم و بیگاری از حیوانات کار دیگری انجام نمی دهد. حیوانات که از این وضعیت سخت خسته شده اند در یک شب به رهبری خوک های کتاب خوان و با سواد، از بی خبری صاحب مزرعه استفاده کرده، انقلاب می کنند.
صاحب مزرعه برای نجات جان خود به مزارع دیگر فرار کرده و مزرعه به دست حیوانات می افتدد.دو خوک رهبری انقلاب حیوانات را بر عهده می گیرند و با سر دادن شعار "برابری" از همه ی حیوانات می خواهند که یکدیگر را "رفیق" صدا کنند.آنان همه آن چه را که نمادی از زندگی انسانی داشت، نابود یا پنهان کرده و با نوشتن قانونی جدید، با شرایط متفاوتی زندگی در مزرعه را آغاز می کنند.در حالیکه بسیاری از مزارع، مزرعه حیوانات را تحریم کرده اند و منتظر سقوط آنها هستند، حیوانات با تلاش و امید بسیار و بدون داشتن امکانات سابق به امید زندگی بهتر که در آن غذا، امنیت و آزادی وجود دارد مشغول به کار می شوند.
از معلمی هم اقم نشسته بود . ده سال "الف ب " درس دادن و قیافه های بهث زده ی بچه های مردم برای مزخرف ثرین چرندی که میگویی .دیدم دارم خر میشوم گفتم مدیر شوم . مدیر دبستان ! دیگر نه درس خواهم داد و نه دم به دم وجدانم را میان دوازده و چهارده ته نوسان خواهم آورد و نه مجبور خواهم بود برای فرار از اتلاف وقت در امتحانات تجدیدی به هر احمق بی شعوری 7 بدهم تاایام آخر تابستانم را که لذیذترین تکه ی تعطیلات است نجات داده باشم " از وضعیتی که در آن قرار دارد خسته شده است . نمیخواهد به بچه ها نمره ی مفت دهد .مرام وجدانش در نوسان است . حقوق مغلمی هم برایش کم است . از درد سرهای اداره ی کلاس خسته است "به اثاق می روم و فارغ از دردسر . اداره ی کلاس در اتاق را به روی خودم می بندم و کار خودم را می کنم . لابد ناظمی یا کس دیگری هم هست که به کارها برسد وتشکیلاتی وجود دارد که محتاج به دخالت من نباشد " این است که ثصمیم می گیرد که کارش را عوض کند .
رمان سمفونی مردگان ، نوشته عباس معروفی ، مربوط به سرگذشت تلخ انسانهایی است که مرگی مدام را بر دوش می کشند ودر جنون ادامه می یابند .داستان در مورد خانواده ای است که در دوران حکومت رضا شاه زندگی می کنند یوسف ، آیدین ،آیدا واورهان فرزندان این خانواده هستند.هر کدام از اینها سرنوشت متفاوتی را پیش رو دارند که البته سرنوشت آنها به گونه ای تحت تاثیر نحوه رفتارو رابطه پدر خانواده با دیگر اعضای خانواده می باشد .یعنی در واقع هر کدام به یک عاقبت شوم و تباهی دچار می شوند . اول از همه اینها یوسف است که تحت تاثیر چتر باز های روسی وبه تقلید از آنها خود را ناقص کرده ومنزوی و خانه نشین می شود ودر نهایت توسط برادر ش اورهان از بین می رود
در ابتدا اصول كلي نظريه گلدمن را مطرح مي نماييم سپس به بررسي اصول كلي در رمان مي پردازيم.
گلدمن رمان را سرگذشت جست وجوي تباه در جهان تباه مي داند جست و جوي ارزشهاي راستين در جهاني كه آن نيز در سطحي گسترده تر و به گونه اي متفاوت تباه است.و ارزشهاي راستين را؛ارزشهايي مي داند كه بدون حضور آشكار در رمان ؛مجموعه ي جهان رماني را به طور ضمني سامان مي دهد .هر رماني ارزشهاي راستين ويژه ي خود را دارد كه با رمانهاي ديگر متفاوت است.
((بعضی ادم ها عین گل نایاب هستند،دیگران به جلوه شان حسد می برند،خیال می کنند این گل نایاب تمام نیروی زمین را می گیرد،تمام درخشش افتاب و تری هوا را می بلعد جا را برای انها تنگ کرده،برای انها افتاب و اکسیژن باقی نگذاشته، به او حسرت می برند و دلشان می خواهد وجود نداشته باشند)) ((یا عین ما باش یا اصلا نباش))
فضای اجتماعی داستان به سال1320 بر می گردد ؛سال هایی که انگلیس در فارس نیرو پیاده کرده بود و جنگ ناخواسته با خود قحطی و بیماری اورده است.حاکم ایرانی منطقه ، دست نشانده اشغالگران است و خان ها و تاجران با فروش اذوقه به ارتش بیگانه قحطی ایجاد کرده اند .
این دستنوشته تحلیلی کوتاه از رمان (انگار گفته بودی لیلی)اثر سپیده شاملو بانگاهی اجمالی به نظریه گلدمن نوشته شده است .امیدوارم مقبول نظرافتد.
رمان که سرگذشت جست و جوی تباه است به گونه ای در این رمان جلوه گرمی باشد.بطوری که قهرمان داستان ما در دنیای تباه از دید خود و دنیای بی ارزش و پست که همه آرزوهای خود را در آن گم کرده و از دست داده که همسرش ̒عشقش ̒دوستش ̒مادرش ̒و...و خوبیهای فرزندش باشد به دنبال ارزشهای راستین زندگی خود می گردد و شاید آنها را نمی یابد .ارزشهای راستین قهرمان رمان به گونه ای متفاوت با ارزشهای دیگر رمانهاست شاید او زندگی آرام و روزمره با دغدغه های طبیعی را در کنار خانواده از هم پاشیده شده اش و بازگشت وبه دوران طبیعی و آرام زندگی را با همه فراز و نشیب هایش ارزش راستین می داند او در این جهان به ظاهر سازگار و همرنگ با عرف وسنت به جست وجوی تباه و ناراستین این ارزشهای راستین می پردازد.
انگار گفته بودي ليلي ! اثر سپيده شاملو
شب برام قصه سياوش را مي گفتي و من خوابم مي برد. اما قصه « ليلي» را نگفتي . قصه زندان را هم تعريف نكردي . مي ترسيدي تحمل نكنم ؟ از اين يار هم بندت محمود هم چيزي نگفتي. تو نمي گفتي يا من اجازه نمي دادم بگويي؟ مستانه مي گفت آن قدر براي محمود از ليلي گفته بودي كه وقتي از زندان آزاده شده ، پيش خانم جان بر نگشته . يك راست رفته دنبال « ليلي» براي من چرا نگفتي ؟ شايد مي ترسيدي حسادت كنم . و با « ليلي» تو در بيفتم ؟ ولي علي خودت غضاوت كن. من آدم مطمئن تري بودم يا محمود براي از « ليلي» گفتن؟
داستان ازمنظرزنی ساده وبی تکلف روایت می شود که دراین راه به هرکای دست زده تا از خانه وزندگیش محافظت کند.مرد درخانه غریب است وغایب.اهل زندگی خانوادگی نیست وخودش را پرنده ی مهاجری می داند که فعلاً در قفس خانوادگی گرفتارش کرده اند.زن از روابط سردو تیره ای که بر زندگیش سایه انداخته رنج می برد و در برزخی از چه کنم ونکنم ها گرفتار می شود.حتی حاضر است بمیردتا زندگی را به شکل اولش برگرداند
فرمی که گلدمن در ان به بررسی رمان می پردازد به گونه ای است که در ان قهرمان رمان یک قهرمان پروبلماتیک است .این قهرمان در رمان به جست وجوی تباه میپردازد .جست وجوی ارزشهای راستین در جهانی که ان جهان نیز جهانی تباه است .منظوراز ارزش های راستین ارزش هایی نیست که منتقد یا خواننده انها را راستین می شمارد بلکه ارزش هایی است که بدون حضور اشکار در رمان مجموعه ی جهان رمانی را به طور ضمنی سامان می دهند
|
یکی دو زایند آبستنان مادر طبعع |
ز من بزاد یکباره صد هزار پسعر |
|
یکان یکان حبشی چهره و یمانی اصل |
همه بلال معانی همه اویس هنر |
|
یگانگی دو سرای و سه قوت و چارارکان |
امیر پنج حس و شش جهات و هفت اختر |
|
مرا چه نقصان گر جفت من بزاد کنون |
بچشم زخم هزاران پسر یکی دختر |
|
که دختری که از اینسان برادران دارد |
عروس دهرش خوانند و بانوی کشور |
|
اگر بمیرد باشد بهشت را خاتون |
وگر بماند زیبد مسیح را خواهد |
|
اگرچه هست بدینسان خداش مرگ دها |
که گور بهتر داماد و دفن اولیتر |
|
اگر نخواندی نعم الختن برو بر خوان |
وگر ندیدی دفن النبات شو بنگر |
|
مرا به زادن دختر چه تهنیت گویند |
که کاش مادر من هم نزاری از مادر |
|
سخن که زاده خاقانی است دیر زیاد |
که از نه افلاک آمد نه از چهار گهر |
غزلی که اینک به شرح آن می پردازیم از جمله غرلهایی است که خواجه حافظ در اثر تأثر فراوان از اوضاع نامساعد شیراز و حضور سران جلایری و حکومت شاه محمود سروده است.
در این غزل اشتیاق فراراونش را به عنوان نمونه ای از احساس و خواسته های مردم شیراز نسبت به بازگشت شاه شجاع ابراز و اظهار داشته است و بدیهی است اینگونه غزل ها که منعکس کننده نظرات و تمایلات مردم بوده، خواجه حافظ به قصد تهییج و تشویق خاطر و برانگیختن ذوق و شوق شاه شجاع برای بازگشت به شیراز سروده و به کرمان ارسال داشته است.
بزرگي پند به فرزند داد كاي پسر اين پيشه پس از من توراست
مدت ما جمله به محنت گذاشت نوبت خون خوردن و رنج شماست
كشت كن آنجا كه نسيم و نمي است خرمي مزرعه ز آب و هواست
.
پروين بر خلاف شاعران ديگر در اشعار خود از خود سخن نميگويد اما از لابلاي اشعار ، بويژه قطعاتش خطوط اصلي چهره ادبي و ذوقي و فكري و شخصيتي او را به خوبي و روشني ميتوان ديد .
تهيدست
دختري خود به مهماني رفت در صفا دختركي چند خزيد
آن يك افكند بر ابروي گره وين يكي جامعه به يكسو كشيد
|
|
اگر هنرمندي متعهد و مسئول باشد بي شك هيچ گاه نميتواند نسبت به اوضاع اجتماعي خويش بيتفاوت باشد . پروين اعتصامي يكي از اين هنرمندان متعهد و در عين حال منتقد به جامعه زمان خويش بوده است . شعرهاي پروين بازتاب اوضاع سياه اجتماعي استكه چيزي جز فقر (اشك يتيم) ظلم و ستم و بيداد گري(شعر مست و هوشيار ) ، رشوه خواري (شعر دو محضر بديده زر ديدم و رفتم ز دست بي تأمل روز را گرفتم شب است) ، ريا كاري (بناي نيكي بزرگي داد يك درهم گدا را ، كه هنگام دعا ياد آر ما را) ، و كمك نكردن مردم به يكديگر (شعر ، بيپدر روي همسايه پي نان رفتم تا مرا ديد در خانه ببست) ، بنيادش نيست .
خواجه شمس الدين محمد شيرازي شاعر و حافظ قرآن، متخلص به حافظ و معروف به لسان الغيب از بزرگترين شاعران غزلسراي ايران و جهان به شمار مي رود. حافظ را نمي توان از سنخ شاعران تک بعدي و تک ساحتي محسوب و تفکر شاعرانه اش را تنها به يک وجه خالص تفسير و تاويل کرد.
شعر حافظ داراي ابعاد گوناگون و متنوع سرشار از راز و رمز و پرسش از حقيقت هستي است.
حافظ به شیوه رندان قلندر روزگار فریب و ریا ، آنچه راکه قاعدتاً باید نهان سازد شجاعانه آشکار می کند و خود را متظاهر به فسق و فجور می نماید، حرامها را بر خود حلال می داند ودر نقطه مقابل ، باورهای اصیل خود را که به دلیل تربیت اخلاقی ودینی وانس مداومش با قرآن، صادقانه بدانها معتقد است ، به ظاهر انکار میکند و از نهانخانه ضمیر به عرضه باورهایی میپردازد که مبنای ظاهری آنها تقدیس محرمات و ارج نهادن به آنها وتحقیر باورهایی است که به دلیل زیبایی و خوبی و همه پستدی آنها ، دستاویز ارباب زرق و ریا می شوند ، در این گروه از الفاظ حافظ ، که مبنای آنها متلاشی ردن دنیای ظاهر بینان ریاکار است ، ضد ارزشها جای ارزشهاجای ارزشها رااشغال می کنند ، دنیای ظاهر جانشین دنیای نهان می گردد و حافظ خود را محکوم می سازدکه به جای آنکه دیگران را گناهکار بشمارد ، تقدیس را از خود نفی کند اما دیگران ببخشاید:
خواجه در این مکتب خانه علوم حکمت و فلسفه و اخلاق و قرآن و علوم عقلی و. . . را می آموزد . صوفی و صوفی گیری در آن دوران مورد قبول بود در اشعار حافظ مورد اشاره قرار گرفته و او اوضاع جامعه در آن دوران و ریا و ادعاهای پوچ صوفیان که حتی در بهشت هم زندان را برای آنان مناسبتر می بیند رنج می برد . در زیر وضو حالت حافظ در یکی از اشعار زیبایش می پردازم .
ما بر اريم شبي دست و دعايي بكنيم غم هجران تو را چاره ز جايي بكنيم
شیخ شیراز در عصری میزیست که حوادث عجیب وغریب،فقر،غارت،خونریزی،ریاکاری،
ستمکاریهای حکام و...رواج کامل داشتسیل غم ازهر طرف بر مردم روی می اورد،او
پس از تجربه های تلخ،این حقیقت را دریافت که داروی اندوه می است وبس.
سمش محمد،لقبش شمس الدینونام مستعارشعریش(حافظ)، عنوانش خواجه،
زادگاهش شیراز و روزگارش قرن هشتم هجری.
به نگاه ساده اگر طنز را بخواهیم معنا کنیم، طنز یعنی خندیدن به گریه ها.این خنده از جنس جامعه است.کسی میتواند به گریه های جامعه بخندد که از جنس درد باشد و طنزگونانه زندگی کند.برای خندیدن به گریه ها زبانی ابریشمی و سرخ که سر سیاه غم را بر باد دهد لازم است.
ادبیات کهن ایرانی دارای طنز پردازان بسیار چیره دستی از کهن زمانها تا امروز بوده است
پژوهش در مورد این نویسندگان کاری سهل و ممتنع است. سهل است زیرا شیرینی کلامی همراه مضمونهای بکر جلوه گری میکند.ممتنع است زیرا درک گریه های زمانی را با خنده های سطحی آمیخته است که جدایی آب شور و شیرین است.
عبید زاکانی از نوادر ادبیات ایران در طنازی بسیار چیره دست بوده است.
حافظ به عنوان یک شاعر منتقد احتماعی در غزل زیر به مانند بسیاری از
غزل های دیگر آسیبهای اجتماعی زمانه ی خود ، مانند ریاکاری ، نفاق
تکیه بر ظواهر دین را نکوهش کرده است و حکومت شاه شجاع را پایان
بخش این مسایل می داند
موضوع سخن بنده عدالت در بوستان سعدی است .عدالت در لغت به معنای دادکردن ٬دادگر بودن ٬انصاف داشتن ٬داد دادن است و در اصطلاح نهادن هر چیزی است به جای خود٬حدّ متوسط میان افراط و تفریط
در عصر حافظ، به دلیل بی عقیدگی برخی از ایلخانان و بی تعصبی بعضی دیگر، گروهها توانستند مذهب و اعتقاد خود را ازادانه اشکار کنند و در صورت لزوم بر ان پای بفشرند. بنابراین، در این ایام نه تنها مذاهب اسلامی ازادانه تبلیغ و ترویج میشد بلکه پیروان ادیان دیگر و از ان جمله زرتشتیان و مسیحیان هم اشکارا کیش و ایین خود را تبلیغ میکردند و مراسم ان را برپا میداشتند.
بی شک هر جامعه به موجب تعارضات درونی خود در بر گیرنده گروههای طبقات و نیروهای گوناگون است. طبقات مختلف اجتماعی ماهیتی اقتصادی نظامی اموزشی و...دارند. (کمالی سروستانی ٬کوروش:سعدی شناسی ؛1381 ) روح انسان دوستی – ان شاعر بزرگ اجتماعی و ان کسی که عدالت را اساس کشور داری می داند در اشعارش تجلی میکند
در روزگاری که پادشاهان و امیران و وزیران همه نعل وارونه می زدند یعنی به ظاهر هر چه می گفتند در باطن ضد آن را انجام می دادند ، و شیوه ی انتقادی عبید هم شکل زمانه را به خود می گرفت .
می شناسیم در حدود 726 هجری در شیراز زاده شد و در سال 729هجری
درگذشت . نیاکانش از کوهپایه ی اصفهان بودند و پدرش در شیراز اقامت گزیده
بود . او از همه ی علوم قرانی از تفسیر گرفته تا کلام و فلسفه و عرفان بهره
داشت . وی هرگز دانش خود را دست مایه ی مال اندوزی قرار نداد .