تبليغاتX
جامعه شناسی ادبیات

جامعه شناسی ادبیات

تحليل كتابفروشي خوارزمي به عنوان يك شخصيت اجتماعي / سوده منصوري

شاخصهايي كه براي تحليل يك شخصيت اجتماعي درنظر گرفته ام : منزلت اجتماعي؛ طبقه اقتصادي؛ وضعيت فرهنگي؛ نوع روابط اجتماعي؛ خط فكري؛ نژاد و تعلقات نژادي؛ همنوايي با جامعه يا كجروي؛ فردگرايي يا جمع گرايي؛ مدرن يا سنتي؛ بروبلماتيك بودن يا دچار روزمرگي است و كتابفروشي خوارزمي را به دليل جاذبه اي كه اين كتابفروشي برايم دارد؛ انتخاب كرده ام. و در تمام مقاله از كتابفروشي با نام خوارزمي ياد مي كنم.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 8:53  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

کتابخانه ی مجازی(دیجیتال) / مریم رحیم پور - مریم پیمان

                                                كتابخانه ي  مجازي

 

 

با روند روبه گسترش فناوری اطلاعاتی،کتابخانه ها به تدریج، ازحالت یکنواخت و سنتی خود خارج می شوند.بدین ترتیب،کتابخانه هااحساس می کنند که باید با جریان روبه پیشرفت فناوری اطلاعات حرکت کنند.بايد دانست كه  کتابخانه ی ديجيتال محيطی است که به محققين و پژوهشگران اين امکان را می دهد که بدون صرف وقت و هزينه ی زياد آنهم در کنار انبوهی از امکانات مهم تحقيقی ، به منابع مورد نياز خود دسترسی پيدا كرده و نتايج مطلوب و ارزشمندی را کسب نمايند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 22:41  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

تحلیل جامعه شناختی رمان "هما"/ فاطمه ی رفیعی آتانی

"هما"، داستان مردی به نام "حسنعلیخان" است که در پی مرگ دوست عزیزش، سرپرستی همسر ودختر نوجوان او را بر عهده می گیرد و از آنجا که خود مردی ادیب ، فاضل و تحصیلکرده  است، به تربیت دختر که هما نام دارد،می پردازد تا از او زنی با سواد و وطن پرست بسازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 7:38  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

رمان یا داستان بلند روی ماه خداوند را ببوس: شناخت سرمایه های شخصیت های داستان / مریم پیمان

مصطفی مستور نویسنده ای نام آشنا اولین بار با داستان کوتاه خود در مجله کیان حضور خود را به عرصه ادبیات داستانی ایران معرفی کرد. مستور نه تنها یک نویسنده بلکه یک پژوهشگر فعال است. او در عرصه ترجمه نیز فعالیت هایی داشته و از رهگذر فعالیت های گوناگونش اثرات زیادی از نویسندگان و استان پردازان گرفته است، مانند: سلینجر، کارور و کیشلوفسکی .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 22:52  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

قهرمان همیشه پیروز/محمدحیسن مهدی پور

بررسی رمان «من او» با نگاهی به نظرات گلدمن

در این نوشتار اساس کار نظریات گلدمن، لوکاچ و ژیرار می باشد، اما به دلیل تفاوت مبنایی و فلسفی صاحبان این نظریات با نویسنده ی کتاب نتایج متفاوتی گرفته می شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 5:53  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

چه کسی باور می کند رستم / فریماه نجفی اصل

 بررسی رمان « چه کسی باور مي کند رستم » براساس نظریه گلدمن

رمان « چه کسی باور می کند رستم » نوشتۀ روح انگیز شریفیان را از نظر نوع می توان در زیر شاخه های رمان هایی که آنها را رمان « بازیافت زمان گذشته »    می نامند ، دسته بندی کرد . مضمون کلی این نوع رمان جدالِ نابرابر قهرمان داستان با زمان است ، زمان قاهر ، زمان نابودگر که زندگی پشت سر ، یاد ، خاطره و حافظه و هر آنچه عزیز است و ناعزیز در آسیای عظیمش به گرد مبدل می کند ، گردی که انگار با باد آمده و با باد می رود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 23:53  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

تحلیل رمان آنا کارنینا/ زینب سالاری

در دنیای رمان های کلاسیک نام لئو تولستوی نویسنده ی شهیر روسی بی شک از مهمترین و درخشان ترین نام هاست. نویسنده ای که با رمان جنگ و صلح خود به شهرت جهانی رسید که البته کسانی که با ادبیات ودنیای رمان های کلاسیک آشنایی بیشتری داشته باشند رمان آنا کارنینای وی را هم در این شهرت سهیم   می دانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 0:24  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

خنده در تاریکی / زهرا پورعزیزی

خنده در تاريكي نمايانگر طنز سياه ناباكوف است و اين معنا كه عشق كور است در آن تجلي مي يابد. رماني كه در 1933/1938 نوشته شده و در فضاي سينمايي برلين مي گذرد.

آلبرت آلبينوس، تهيه كننده اي ميانسال همسر و فرزندش را به خاطر مارگو دختر جواني كه نيمي از سن خودش را دارد، ترك مي كند و با آشنايي با يك كاريكاتوريست كه معشوق گذشته ي مارگو بوده، زندگيش دچار بحران مي شود و در انتها به مرگ وي مي انجامد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 0:55  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

تحليل داستان مدير مدرسه بر اساس مقاله گلدمن و برديو /هدی صدر حسينی

          

جلال آل احمد در سال 1337 به نوشتن مدير مدرسه پرداخت. اين داستان نسبتا بلند به نوعی ميان خاطرات فرهنگی آل احمد است، خود او در اين مورد گفته است : حاصل انديشه های خصوصی و برداشت سريع عاطفی از حوزه بسيار کوچک اما موثر فرهنگ و مدرسه.

مدير مدرسه ،گزارش گونه ای است از روابط افراد يک مدرسه با هم و روابط مدرسه با جامعه.

                                                                          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 12:19  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

بار دیگر شهری که دوست می داشتم / ریحانه جوادی

 

بار دیگر شهری که دوست می داشتم  ، حکایت مردی است در یکی از شهرهای شمال کشور ، ستاره آباد . داستان ، روایتی خطی ندارد و به صورت زمان در زمان ادامه می یابد و با کمی چشم پوشی می توان آن را " سیال ذهن " دانست . داستان در 3 زمان متفاوت شکل می گیرد  : دوره ی کودکی او و " هلیا " ، جوانی شان – دوره ی کوتاه 5 ماهه ی با هم بودنشان – و 11 سال پس از آن ماجرا . و بین زمان هایی نظیر بازگشت پسر پس از آن 5 ماه .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 2:59  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

بررسي رمان "من او" بر اساس نظريه گلدمن و بوردیو / سوده منصوری

قهرمان رمان "من او" ؛ علي پسري است تاجرزاده و از اهالي تهران كه شرح زندگي؛ افكار؛ نوع تصميم گيري ها و... او به تصوير كشيده مي شود.

علي قهرمان پرالماتيك رمان كه در تمام طول داستان نگراني و نارضايتي او از نابرابري ها و قشربندي هاي اجتماعي نشان داده مي شود و خود فردي است كه تفاوتي در انسان ها از آن لحاظ كه انسانند نمي بيند و بهتر و بدتر بودني در انسان ها به لحاظ فرهنگي و اقتصادي و... قائل نيست.( با انتخاب كريم به عنوان صميمي ترين دوستش و مهتاب معشوقه اش)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:19  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

مورسو قهرمان بیگانه / فاطمه عزیزی

"درجامعه هر آدمي که در سر خاکسپاري مادرش نگريد، خودش را در معرض اين خطر مي آورد که محکوم به مرگ است.    "کامو" *

 *کامو رمان بيگانه را در اين جمله خلاصه کرده است .

 

1.

رمان بيگانه روايت فردي به نام مورسو ساکن الجزاير است که زندگي معمولي دارد، کارمند اداره است و از زندگي خود لذت مي برد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 9:35  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

"ملکوت"،داستانی خیالی درباره ی فلسفه ی زندگی / مریم رحیم پور

ملکوت نام کتابی است که در دی ماه سال 1340توسط "بهرام صادقی" در مجله ی "کتاب هفته" به سردبیری احمد شاملو،به چاپ رسید و 7بار تجدید چاپ گردید.

این کتاب با جریان حلول جن در یکی از شخصیتهای اصلی داستان یعنی آقای مودت آغاز شده و به اتفاقاتی که در طول عملیات خارج کردن این "جسم خارجی"،برای دوستان آقای مودت می افتد می پردازد.یکی از مهمترین این اتفاقات که ادامه ی داستان را تا انتها هدایت می کند و مسیر زندگی شخصیتهای داستان را تغییر می دهد،آشنایی با "دکتر حاتم" شخص اول این داستان است.

                                                                                                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 12:16  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

مدیر مدرسه و 24 ساعت در خواب و بیداری / زهرا نصرآزادانی

در این کارنوشت به تحلیل رمان مدیر مدرسه (نوشته جلال آل احمد) با دیدگاه نظریه ی گلدمن می پردازم.

با در نظر گرفتن لهن مدیر در طول  داستان می توان به این نکته پی برد که او خود را در یک جهان بی معنا و تباه می پندارد .این همان پرابلماتیک بودن قهرمان رمان است.

مدیر با آمدن به مدرسه ایی که در وسط بیابان تنها افتاده می خواهد تنهایی خود را به واقیعت تبدیل کند.او قصد دارد که خود ار از شر معلمی و کتاب و اشعارو ....... برهاند و  به نوعی مرحله ای جدید در زندگی اش به وجود آورد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 19:42  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

حکایت شانزدهم باب پنجم گلستان

در باب سعدي حکايت بسيار رفته است و اگر من نيز به زبان او توانم سخن گفت هنر و به سبب سعدي نيست، بلکه به جانب من است.[1] سعدي مرد موسيقي و شعر[2] شهره است. در حاليکه با عنايت به متن حکايت شانزده باب پنجم، مرد سياست و تدبير و به عبارتي مرد اجتماع زمان خويش بوده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:1  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

عشقی / حاجيه محمد علي زاده

پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن 1357 که منجر به تا سيس يک نظام جمهوري و

انحلال سلطنت گرديد دستکم در 3 مقطع ديگر شاهد اوجگيري نهضت هاي جمهوري طلبانه بوده است

که يکي از آن مقاطع مربوط به دوره اي  ميان مجلس چهارم  و پنجم مشروطيت و به هنگام  تشکيل دولت سردار سپه ( رضا خان ) در فاصله سالهاي 1302 و 1304 ه ش مي شود. علي رغم آنکه تمايل به استقرار جمهوري به جاي سلطنت  پيش از آن در انقلاب گيلان موفق به تشکيل يک نظام جمهوري شورايي شده بود با اين حال جمهوري نتوانست در ايران استقرار يابد و به مدت 55 سال به تعويق افتاد .

جمهوري در آن عصر مخالفاني نيز داشت . از جمله عناصر اصلي و عمده مخالفت با جمهوري  نمايندگان اقليت مجلس و تعدادي از روزنامه ها و نويسندگان بودند که يکي  از مشهورترين جرايد طرفدار اقليت روزنامه " قرن بيستم " به صاحب امتيازي و مديريت ميرزاده عشقي شاعر جوان و آزادي خواه ايراني است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:47  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

اجتماعیات در دیوان ملک الشعرای بهار / ریحانه سادات رئیس الساداتی

   در تاریخ ادبیات فارسی بهار یکی از بهترین و بزرگترین شاعرانی است که در اشعارش به امور اجتماعی –سیاسی به ویژه سیاست و جریانات روز پرداخته است . زندگی ادبی و سیاسی بهار مانند تارو پود به هم بافته شده ، به طوری که می توان جریانات و امور اجتماعی و سیاسی آن سالها را در جریان مطالعه  زندگی نامه او مورد بررسی قرار داد . دیوان اشعار بهار اورا شاعر آزادی و حافظ سنن نشان می دهد. در سال1284هجری شمسی قانون اساسی و حکومت مشروطه بر اساس فرمان «مظفر الدین شاه» اعلام و توسط این شاه بیمار توشیح میشود .بهار نیز از نخستین شاعرانی است که با شادی زیادی از این موضوع استقبال میکند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:29  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

نامه اهل خراسان / سوده منصوری

                                                      

بر سمر قند اگر بگذري اي باد صبا

نامه اهل خراسان به بر خاقان بر

...

 

 

در باره انوري:

اوحدالدين علي فرزند وحيدالدين محمد در قريه "بدنه" مكاني ميان توس و سرخس در شرق ايران متولد شد. و به دليل انتسابش به سرزمين خاوران در ابتداي شاعري خاوري و سپس انوري تخلص مي كرد. وي از شاعران دربار سلطان سنجر سلجوقي بود كه البته تنها مدت كوتاهي از عمرش در آسايش گذشت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 8:51  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

فردوسی و سلطان محمود غزنوی / مریم رحیم پور

حکیم ابوالقاسم فردوسی، حماسه سرا و شاعر بزرگ ایرانی در سال 329 هجری قمری در روستایی در نزدیکی شهر طوس به دنیا آمد. طول عمر فردوسی را نزدیک به 80 سال دانسته اند، که اکنون حدود هزار سال از تاریخ درگذشت وی می گذرد.

                                                                 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:55  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

مباحث اجتماعی در دیوان پروین اعتصامی/هدی صدر حسینی

مباحث اجتماعي در ديوان پروين اعتصامي

 

 ديوان پروين اعتصامي از غني ترين ديوان هاي شعر فارسي است که ملاحظات اجتماعي،آموزش هاي اخلاقي و انديشه ها در آن جاي گسترده اي را اشغال کرده است. کمتر شاعري در ادب فارسي، در زمينه مباحث  اجتماعي و تهذيب اخلاق جامعه خود به اندازه پروين صميمانه کوشِيده است و يا مانند او به جاي شکوه وشکايت از دردها و رنج هاي فردي خود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 18:2  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

یغمای نیشابوری / مهدیه حیدری

حيدريغمادرسال 1302درروستاي صومعه واقع درشمال نيشابوربه دنيا آمدودرسال1366ازدنيارفت.وي دربسترفقرورنج زاده شدوتا آخرين روز حيات هم نشان آن رابرجبين همت خودداشت.

نه نظم بلكه گهرهاي بس گران گفتم                        نه شعر بلكه به مردم حديث جان گفتم

هميشه محفل من از توانگران خاليست                                زبس كه درد دل خلق ناتوان گفتم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 15:2  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است / علی وکیلی سحر

                                             

امروزه برپاي ساختن قرائتي نقادانه آنهم بر پايه‏ي دست مايه‏هاي جامعه‏شناختي از اشعار شاعران كلاسيك، (نظريه حافط در اين نوشتار) بي‏شك از اساسي‏‏ترين راهكارهاي نظري جهت شناخت هرچه بهتر فرهنگ ايراني است. در اين راستا اتحاذ قرائتي نقادانه از اين متون و استفاده از تئوري‏هاي خصوصاً انتقادي- جامعه‏شناختي، جهت خوانش و نقد در خور و ايجاد رابطه ديالكتيكي ميان اثر هنري و شرايط اجتماعي- فرهنگي زمانه، از براي يافتن اساسي‏ترين ريشه‏هاي نامحسوس سازنده‏ي فرهنگ و ارزشهاي آن زمانه، ناگريز مي‏نمايد.                                                                                                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:1  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

یکی تازه گل اندر آن باغ بود/فاطمه رفیعی آتانی

                                      به نام خدا

 

"شهید عشق وطن"،"شاعرملی و نویسنده ی مبارز"،"مردی آزاده و با اراده"،این کلمات یاد آورنام مردی درساحت ادب و فرهنگ پارسی است که ذوق و قریحه ی ادبی خود را در خدمت عقیده وآرمان سیاسی اش نهاد و البته جان خویش رانیز.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:46  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

فرخی یزدی/زهرا نصرآزادانی

 

آزادي در اشعار فرخي يزدي

  مقدمه

در اين کارنوشت سعي شده در ابتدا با بيان سرگذشت فرخي يک تصوير کلي از موقيعت کلي احوال عصر مشروطه ترسيم کنم.سپس با تشريح چند نمونه از اشعار او به بيان جايگاه آزادي در ديدگاه ايشان بپردازم.
زندگينامه و اوضاع اجتماعي- سياسي
محمد فرخي يزدي در سال ۱۲۶۷ شمسي در يزد چشم به جهان گشود.
15 سال داشت که تحصيلات مقدماتي را در مدرسه مرسلين(مسيونرها) انگليسي يزد به پايان برد البته نه به طور کامل زيرا روح آزادي خواهي که از همان ابتدا وجودش را فرا گرفته بود او را وادار به سرودن اشعاري در انتقاد از تبليغات مذهبي آنان ساخت که همين امر به اخراج او منجر مي شود.پس از ترک تحصيل براي گذران به کارگري روي آورد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 1:5  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

نامه ی اهل خراسان انوری/زینب سالاری

به نامش

کارنوشت درس جامعه شناسی ادبیات دکتر جوادی یگانه نیمسال دوم 86-85

بررسی اجتماعیات در ادب فارسی

زینب سالاری پژوهشگری 83

 

 

نام انوری شاعر قرن ششم در بین شعرای فارسی زبان و تاریخ ادبیات فارسی همواره با مدیحه سرایی و ستایشگری همراه است و او را وصف به شاعری درباری می کنند.گویا در این عرصه چنان گوی سبقت را از دیگران ربوده بوده است که گاه او را پیامبر ستایشگران نیز لقب داده اند.مدایح انوری مشحون به اغراق و نمونه های بارز مبالغات دور از منطق و در عین حال حاوی مضامین غرورانگیز ستایشی است.البته این مدیحه سرایی ها در مقابله با دشمنان و مخالفان به تلخ ترین و گزنده ترین هجویات مبدل می گشته است.با همه ی این اوصاف به نظر می رسد این مدایح و هجویات چندان هم خالی از فایده واهمیت نباشد.در واقع می توان این گونه اشعار یا به اصطلاح شعرهای درباری را در زمره ی گرایش های اجتماعی شعر فارسی مورد بررسی قرار داد.اینگونه اشعار گر چه به ظاهر شعرهایی ضد اجتماعی یا خالی از زمینه های اجتماعی هستند ولی در عین حال در آنسوی این خلا از کاربردی سیاسی و اجتماعی برخوردارند.شعری که در مدح امیر یا پادشاه یا صاحب قدرتی سروده شده است عملا نشانه ی گرایش سراینده به اهداف سیاسی – اجتماعی ممدوح است.بنابراین شعر مدیح اگر به شیوه ای علمی و درست تحلیل شود یکی از مهمترین اسناد بررسی تحول ارزش ها درسیر تاریخ جامعه است چرا که می توان به این مهم دست یافت که در اعماق جامعه چه چیزهایی بعنوان ارزش مورد احترام جامعه بوده است و مدح و هجوها در جهت نفی یا اثبات چه فضایلی در تحول بوده است.از این چشم انداز می توان مدایح انوری را از مهمترین اسناد تاریخ اجتماعی در نظر گرفت1.

این مقدمه بر خلاف رای غالب در مورد قصیده ی کاملا اجتماعی – سیاسی نامه ی اهل خراسان انوری نشان می دهد که شاعر مورد بحث ناگهانی و اتفاقی و بر خلاف شیوه ی مرسوم  خود به لباس شاعری  اجتماعی و دردمند و مردم دوست درنیامده بلکه مدایح و حتی هجویاتش همگی مقدمه و زمینه سازی ای در خلق این اثر می توانند محسوب شوند.انوری شاعری درباری بوده است و دربار همراه با خصایص چندی روحیه ی سیاسی – اجتماعی را برای او بهمراه داشته است که این خصایص البته با شرایط واقعا بحرانی و اسفناک عامل محرک سرودن قصیده همراه بوده اند.با لحاظ این مقدمات و زمینه چینی است که باید قصیده ی نامه اهل خراسان را بهترین شعر سیاسی انوری دانسته که در آن تصویر درخشانی از اضطراب ها و هیجان های جامعه  در برابر خونریزی و شکنجه های غزان نقش کرده است.این قصیده از زبان مردم خراسان در برابر بیدادهای غزان لب به شکوه می گشاید و ستم های بیدادگران را بر ملا می سازد و بروشنی و وضوح متبلور و جلوه گر گوشه از تاریخ ایران است.انوری خراسان غارت زده از بلایای غزان را در این قصیده به خواهش خراسانیان وصف و به خاقان سمرقند یعنی سلطان سنجر سلجوقی می فرستد تا به فریادشان رسد.اما  مختصری از تاریخ شرح وقایع.

غزان صنفی از ترکان غارتگر بوده اند که در عهد سلطان سنجر طغیان کرده و ویرانی هایی به بار آوردند. اصولا در تاریخ  ایران و ممالک اسلامی هر وقت نام ترک می آید مراد قبایل زردپوستی هستند که تا اواخر قرن ششم و اوایل هفتم از حدود ماوراالنهر و خراسان بر ایران می تاخته و همگی از اقوام زردپوست اورال و آلتایی بوده اند2.اینکه انوری در سرتاسر قصیده سلطان سنجر را با عنوان خاقان که اصطلاحی برای شاهان اقوام زردپوست است می خواند اشاره به ریشه ی نژادی سلطان سلجوقی دارد.

به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر            نامه ی اهل خراسان ببر خاقان بر

ماجرا از این قرار بود در عهد سلطت سنجر غزان یک چند بی آنکه آزاری از آنان به مردم رسد در اطراف بلخ بسر می بردند لیکن امیر قماج عامل سنجر در بلخ چون از آنها بیم داشت آنان را به ترک آن نواحی و ماهجرت به ناحیه ای دیگر خواند.غزان امتناع کرده و به قبایل دیگری از ترکان هم دست شده امیر قماج را شکستی سخت دادند و شروع به  قتل و غارت و سرقت زنان و اطفال مردم کردند.

خبرت هست کزین زیرو زبر شوم غزان     نیست یک پی زخراسان که نشدزیر و زبر؟...

شاد الا به در مرگ نبینی مردم                   بکر جز در شکم مام نیابی دختر...

کشته فرزند گرامی را گر ناگاهان                 بیند از بیم خورشید نیارد مادر

بسیاری از علما و فقها را از دم تیغ گذراندند و مدارس و مساجد را ویران ساختند.

مسجد جامع هر شهر ستورانشان را               پایگاهی شده نه سقفش پیدا و نه در

خطبه نکنند بهر خطه به نام غز از آنک         در خراسان نه خطیب است کنون نه منبر

امیر قماج گریخت و شکایت به سنجر برد.غزان عذرخواستند و اجازه طلبیدند تا همچنان در چراگاه های سابق بسر برند ولی سنجر بدین امر تن در نداد به به پیکار سختی با آنها پرداخت که شکست خورد و از معرکه گریخت.لیکن غزان از پس سنجریان شتافته و از کشته ها پشته ها ترتیب دادند و سنجر بدست غزان اسیر گشت.قتل و غارت غزان از این هنگام در تمام بلاد خراسان آغاز شد3.مصیبت غزان پیش از حمله ی مغول از بزرگترین مصیبت ها بوده که زیان های بزرگ اقتصادی و اجتماعی برای خراسان و کرمان در بر داشت و قتل ها و غارت ها و ویرانی ها و نابسامانی های بسیار ببار آورد و بسی از بلاد معروف را با خاک یکسان کرد. تارتج و آزار و ایذاء و هتک نوامیس و قتل رجال امری عادی بود4.اثر این اوضاع در شعر و ادب قرن6 کاملا آشکار است.کمثر شاعری است که چون انوری از انتقادات سخت اجتماعی بر کنار مانده و از اهل زمانه شکایت های جانگداز نکرده باشد5.

در پس این عناصر بارز اجتماعی نکته سنجی هایی چند نیز از جانب شاعر به چشم می خورد که در خور تامل و توجه است.ممدوح اثر یعنی سلطان سنجر خود از نژاد مهاجمان یعنی غزان است.هر دو نزد انوری از طایفه ی ترکانند و بیکانه محسوب می شوند هر چند ترکان در کنار عصبیت های نژادی همواره سعی داشتنداز روایات و احادیث ایرانی درباره ی منشا و مقر خود توران و اشتقاق این اسم از تور نام فرزند فریدون پادشاه بزرگ داستانی ایران استفاده کرده و نسبت خود را به پادشاهان داستانی توران برسانند تا بتوانند بنابر عادت ایرانیان که شرف نسب و انتساب به خاندان های قدیم سلطنتی را شرط پادشاهی می دانستند بر آنان حکومت کنند6 و انوری با وقوف به این امر خطاب به سنجر او را چنین مدح می کند:

چون شد از عدلش سرتاسر توران آباد           کی روا دارد ایران را ویران یکسر

ای کیومرث بقا پادشه کسری عدل                وی منوچهر لقا خسرو افریدون فر

و از نقطه ضعف سلطان در جهت پیشبرد اهداف خود سود می جوید. و هر چند بنا به نظر برخی چون ترکان بسلاح اسلام درآمده ولی در عین مسلمانی به رسوم قومی خود وفادار بودند تسلط آنان بر بلاد اسلامی در نظر مسلمانان با اشکالی همراه نبود7 اما لحن انوری گاهی گویای احساس و نگرش دیکری به سلطان ترک است. شاعر مدیحه سرای ما هر از چندی حتی به مؤاخذه ی سلطان نیز می پردازد که این گویا دیگر از قالب خواهش و تمنا مبدل به نوعی بازخواهی از سلطان می گردد که آیا

خبرت هست که از هر چه درو چیزی بود               در همه ایران امروز نماندست اثر؟        خبرت هست کزین زیر و زبرشوم غز          نیست یک پی ز خراسان که نشد زیر و زبر

و اینکه

گر نیاراید پای تو بدین عزم رکاب                         غز مدبر نکشد باز عنان تا خاور

و هم چنین تو که ادعا می کنی

کشور ایران چون کشور توران چو تراست      از چه محروم است از رافت تو این کشور

و در ضربه  ی نهایی آنجا که مدعی می شود

بر بزرگان زمانه شده خردان سالار                      بر کریمان جهان گشته لئیمان مهتر

بر در دونان احرار حزین و حیران                            در کف رندان ابرار اسیر و مضطر

با خرد و لئیم و دون و رند خواندن غزان تعریضی نیز به سلطان ترک نژاد می زند.گویی که خاطره ی اعمال وحشیانه و عادات ناپسند ثبت شده در تاریخ کارنامه ی اعمال سنجر را نیز در ذهن دارد.

"خبرت هست های" انوری در قالب استفهام انکاریشان حاوی خبر قریب الوقوع شکست و بی کفایتی سنجر در برار غزان است و گویای خبرش نیست و نخواهد بود.

 

 

 

 

توضیحات

1-شفیعی کدکنی محمد رضا/مفلس کیمیا فروش/نشر سخن/ص103

2-صفا ذبیح ا.../تاریخ ادبیات ایران/ج 2نشر فردوس/ص77

3-همان صص88-87

4-همان صص 102-101

5-همان ص 124

6-همان ص 96

7-همان ص 85

 

 

منابع

1-شفیعی کدکنی محمد رضا/مفلس کیمیا فروش/نشر سخن

2-صفا ذبیح ا.../تاریخ ادبیات ایران/نشر فردوس 72تهران

3-دهخدا علی اکبر/لغتنامه ی دهخدا/نشر مؤسسه دهخدا

4-یوسفی غلام حسین/نامه ی اهل خراسان/نشر زوار تهران

5-رضوی مدرس/دیوان انوری/بنکاه ترجمه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 1:1  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

قصة رنگ پريده / زهرا پورعزیزی

 

من ندانم با كه گويم شرح درد

قصة رنگ پريده، خون سرد

هر كه با من همره و پيمانه شد

عاقبت شيدا دل و ديوانه شد

قصه ام عشاق را دل خون كند

عاقبت خواننده را مجنون كند

آتش عشق است و گيرد در كسي

كاو ز سوز عشق مي سوزد بسي

قصه اي دارم من از ياران خويش

قصه اي از بخت و از دوران خويش

 

اين ابيات، ابيات آغازين مثنوي «قصة رنگ پريده» ؛ اولين شعر انتشار يافتة نيما يوشيج، شاعر تواناي معاصر است كه به شيوايي مهارت وي در سرودن در قالب هاي كلاسيك ادبي را نشان مي دهد و ته مايه اي از تأثير صورت و معني ني نامة مثنوي معنوي مولانا را در خود داراست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 14:0  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

تاثیر کلام عارف قزوینی بر اجتماع و بررسی یک تصنیف از او /فریماه نجفی اصل

 
 

 

 

 ابوالقاسم عارف قزوینی ( 1300 ه.ق. – 1312 ش. ) شاعر و ترانه سرای معروف دورۀ مشروطیت ، در چند زمینه استعداد داشت : شعر و ترانه خوب می سرود و سخنش بر دل می نشست . موسیقی می دانست واز قریحۀ آهنگ سازی برخوردار بود و می توانست ترانه هایی را که می سرود با آهنگهای مناسب همگام کند و عرضه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 22:59  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

نمایشنامه ی ایده آل پیرمرد دهگانی ( در سه تابلو ) / ریحانه جوادی

عشقی نمایشنامه ی ایده آل را در سه تابلو ( شب مهتاب – روز مرگ مریم – سرگذشت پدر مریم و ایده آل او ) سروده است . « نمایشنامه ی او بیشتر چون سندی درباره ی وضع اجتماعی و سیاسی زمان سراینده و بازتاب آن در اندیشه و احساس آزادیخواهان ، ارزشمند است . » ( مسکوب 1373 ، ص 87 )  عشقی خود در توضیح این نمایشنامه می گوید : « در اواسط سنه ی 1342 قمری  ]  برابر با  1303  شمسی [  ، دبیر اعظم فرج الله بهرامی ، رئیس کابینه ی وزارت جنگ بنام مسابقه ی مهم از عموم متفکرین ایران سوال کرد که هر کس ایده آل خود را خوبست بنویسد و در جریده ی شفق سرخ که معتبرترین روزنامه ی آن عهد بود چاپ نماید . »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 22:0  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

اجتماعیات در اشعار فرخی/ حامد سلیمپور

 

میرزا محمد فرزند محمد ابراهیم یزدی متخلص به فرخی در سال 1306 هـ ـ ق در یزد متولد شد. فرخی در دوره ای حساس و به لحاظ سیاسی و اجتماعی آشفته و پر هرج و مرج یعنی آستانه مشروطیت زندگی می کرد پس طبیعی است که مناسب زمان خویش شعر بگوید و مسایل اجتماعی زمانش را در اشعارش منعکس می کند. او از جمله شاعرانی است که می توان آنها را شاعرانی اجتماعی و مردمی نامید، او هنر خود را در خدمت اجتماع قرار می دهد و در بیان مسایل اجتماعی و وقایع سیاسی از زبردستی و مهارت به سزایی برخوردار بوده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 14:29  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  |