مقدمه:
محمدتقي بهار، ملكالشعراء در 18 آذر ماه 1265 خورشيدي در محلهي«سرشور» در شهر«مشهد» به دنيا آمد پدر او ميرزا محمدكاظم متخلص به«صبوري» ملكالشعراي آستان قدس رضوي بود. بهار بعد از حوادث مسائل زيادي كه با آن روبرو شد از جمله مرگ پدر و پذيرش مسئوليت خانواده و دريافت عنوان ملكالشعرائي از مظفرالدين شاه در سال 1284 وارد فعاليتهاي سياسي شده و به صف آزاي خواهان و مشروطه طلبان پيوست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 19:46  توسط
|
در باب سعدي حکايت بسيار رفته است و اگر من نيز به زبان او توانم سخن گفت هنر و به سبب سعدي نيست، بلکه به جانب من است.[1] سعدي مرد موسيقي و شعر[2] شهره است. در حاليکه با عنايت به متن حکايت شانزده باب پنجم، مرد سياست و تدبير و به عبارتي مرد اجتماع زمان خويش بوده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:1  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن 1357 که منجر به تا سيس يک نظام جمهوري و
انحلال سلطنت گرديد دستکم در 3 مقطع ديگر شاهد اوجگيري نهضت هاي جمهوري طلبانه بوده است
که يکي از آن مقاطع مربوط به دوره اي ميان مجلس چهارم و پنجم مشروطيت و به هنگام تشکيل دولت سردار سپه ( رضا خان ) در فاصله سالهاي 1302 و 1304 ه ش مي شود. علي رغم آنکه تمايل به استقرار جمهوري به جاي سلطنت پيش از آن در انقلاب گيلان موفق به تشکيل يک نظام جمهوري شورايي شده بود با اين حال جمهوري نتوانست در ايران استقرار يابد و به مدت 55 سال به تعويق افتاد .
جمهوري در آن عصر مخالفاني نيز داشت . از جمله عناصر اصلي و عمده مخالفت با جمهوري نمايندگان اقليت مجلس و تعدادي از روزنامه ها و نويسندگان بودند که يکي از مشهورترين جرايد طرفدار اقليت روزنامه " قرن بيستم " به صاحب امتيازي و مديريت ميرزاده عشقي شاعر جوان و آزادي خواه ايراني است .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:47  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
در تاریخ ادبیات فارسی بهار یکی از بهترین و بزرگترین شاعرانی است که در اشعارش به امور اجتماعی –سیاسی به ویژه سیاست و جریانات روز پرداخته است . زندگی ادبی و سیاسی بهار مانند تارو پود به هم بافته شده ، به طوری که می توان جریانات و امور اجتماعی و سیاسی آن سالها را در جریان مطالعه زندگی نامه او مورد بررسی قرار داد . دیوان اشعار بهار اورا شاعر آزادی و حافظ سنن نشان می دهد. در سال1284هجری شمسی قانون اساسی و حکومت مشروطه بر اساس فرمان «مظفر الدین شاه» اعلام و توسط این شاه بیمار توشیح میشود .بهار نیز از نخستین شاعرانی است که با شادی زیادی از این موضوع استقبال میکند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:29  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
بر سمر قند اگر بگذري اي باد صبا
نامه اهل خراسان به بر خاقان بر
...
در باره انوري:
اوحدالدين علي فرزند وحيدالدين محمد در قريه "بدنه" مكاني ميان توس و سرخس در شرق ايران متولد شد. و به دليل انتسابش به سرزمين خاوران در ابتداي شاعري خاوري و سپس انوري تخلص مي كرد. وي از شاعران دربار سلطان سنجر سلجوقي بود كه البته تنها مدت كوتاهي از عمرش در آسايش گذشت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 8:51  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
حکیم ابوالقاسم فردوسی، حماسه سرا و شاعر بزرگ ایرانی در سال 329 هجری قمری در روستایی در نزدیکی شهر طوس به دنیا آمد. طول عمر فردوسی را نزدیک به 80 سال دانسته اند، که اکنون حدود هزار سال از تاریخ درگذشت وی می گذرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:55  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
حيدريغمادرسال 1302درروستاي صومعه واقع درشمال نيشابوربه دنيا آمدودرسال1366ازدنيارفت.وي دربسترفقرورنج زاده شدوتا آخرين روز حيات هم نشان آن رابرجبين همت خودداشت.
نه نظم بلكه گهرهاي بس گران گفتم نه شعر بلكه به مردم حديث جان گفتم
هميشه محفل من از توانگران خاليست زبس كه درد دل خلق ناتوان گفتم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 15:2  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
امروزه برپاي ساختن قرائتي نقادانه آنهم بر پايهي دست مايههاي جامعهشناختي از اشعار شاعران كلاسيك، (نظريه حافط در اين نوشتار) بيشك از اساسيترين راهكارهاي نظري جهت شناخت هرچه بهتر فرهنگ ايراني است. در اين راستا اتحاذ قرائتي نقادانه از اين متون و استفاده از تئوريهاي خصوصاً انتقادي- جامعهشناختي، جهت خوانش و نقد در خور و ايجاد رابطه ديالكتيكي ميان اثر هنري و شرايط اجتماعي- فرهنگي زمانه، از براي يافتن اساسيترين ريشههاي نامحسوس سازندهي فرهنگ و ارزشهاي آن زمانه، ناگريز مينمايد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:1  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
دوران جوانی حافظ مصادف بود با حکومت ابو اسحاق اینجو که بر مراد حافظ بود و «خاتم فیروزه ی بواسحاقی»1 کنایه از دوران فرمانروایی اوست. زمانه ی او دوره ی آزادی و غلبه ی اوباش بر شهر و کناره گیری نیکان و اندیشمندان بود ولی از طرفی دوره ی مسامحه و آزادی بیان هم بود و با اینکه ارتباط با حکام «ظلمت شب یلدا» گفته شده ولی به طور کلی مورد رضایت شاعر جوان بوده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 15:4  توسط
|
غزلی که اینک به شرح آن می پردازیم از جمله غرلهایی است که خواجه حافظ در اثر تأثر فراوان از اوضاع نامساعد شیراز و حضور سران جلایری و حکومت شاه محمود سروده است.
در این غزل اشتیاق فراراونش را به عنوان نمونه ای از احساس و خواسته های مردم شیراز نسبت به بازگشت شاه شجاع ابراز و اظهار داشته است و بدیهی است اینگونه غزل ها که منعکس کننده نظرات و تمایلات مردم بوده، خواجه حافظ به قصد تهییج و تشویق خاطر و برانگیختن ذوق و شوق شاه شجاع برای بازگشت به شیراز سروده و به کرمان ارسال داشته است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 18:24  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
در سال 616 هجری مغولان وحشی به ایران تاختند ، تمدن ایران را به تباهی کشانیدند . اقتصاد ورشکسته شد بدبختی و فلاکت مردم را اخلاقا"
پست و ریا تزویر کرد . بازار مداحی از رونق افتاد . شاعران بیشتر به درد دل پرداختند و متناسب با اوضاع پریشان روزگار به غزل و رباعی توسل جستند . شاعر که از جامعه حمایت نمی دید به تحقیر مردم زمانه پرداخت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 18:20  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
بزرگي پند به فرزند داد كاي پسر اين پيشه پس از من توراست
مدت ما جمله به محنت گذاشت نوبت خون خوردن و رنج شماست
كشت كن آنجا كه نسيم و نمي است خرمي مزرعه ز آب و هواست
.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 16:55  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
پروين بر خلاف شاعران ديگر در اشعار خود از خود سخن نميگويد اما از لابلاي اشعار ، بويژه قطعاتش خطوط اصلي چهره ادبي و ذوقي و فكري و شخصيتي او را به خوبي و روشني ميتوان ديد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 16:54  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
تهيدست
دختري خود به مهماني رفت در صفا دختركي چند خزيد
آن يك افكند بر ابروي گره وين يكي جامعه به يكسو كشيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 16:25  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
|
من ندانم با كه گويم شرح درد |
قصة رنگ پريده، خون سرد |
|
هر كه با من همره و پيمانه شد |
عاقبت شيدا دل و ديوانه شد |
|
قصه ام عشاق را دل خون كند |
عاقبت خواننده را مجنون كند |
|
آتش عشق است و گيرد در كسي |
كاو ز سوز عشق مي سوزد بسي |
|
قصه اي دارم من از ياران خويش |
قصه اي از بخت و از دوران خويش |
اين ابيات، ابيات آغازين مثنوي «قصة رنگ پريده» ؛ اولين شعر انتشار يافتة نيما يوشيج، شاعر تواناي معاصر است كه به شيوايي مهارت وي در سرودن در قالب هاي كلاسيك ادبي را نشان مي دهد و ته مايه اي از تأثير صورت و معني ني نامة مثنوي معنوي مولانا را در خود داراست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 14:0  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
شعر او چون دوردست افق بوسه گاه آسمان وزمین است.آسمانی ست،زیراانچه از خوبی وپاکی وعدل وامن می جوید درین تیره خاکدان نمی یابد زمینی است.زیرا آنچه از ناز ونوش ونوا می خواهد در همین سایه ی بید ولب کشت فراهم است .پس اشاره اش به دو
رگاه آسمان است .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 12:42  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
نقد اجتماعی شعر پروین
اگر هنرمندي متعهد و مسئول باشد بي شك هيچ گاه نميتواند نسبت به اوضاع اجتماعي خويش بيتفاوت باشد . پروين اعتصامي يكي از اين هنرمندان متعهد و در عين حال منتقد به جامعه زمان خويش بوده است . شعرهاي پروين بازتاب اوضاع سياه اجتماعي استكه چيزي جز فقر (اشك يتيم) ظلم و ستم و بيداد گري(شعر مست و هوشيار ) ، رشوه خواري (شعر دو محضر بديده زر ديدم و رفتم ز دست بي تأمل روز را گرفتم شب است) ، ريا كاري (بناي نيكي بزرگي داد يك درهم گدا را ، كه هنگام دعا ياد آر ما را) ، و كمك نكردن مردم به يكديگر (شعر ، بيپدر روي همسايه پي نان رفتم تا مرا ديد در خانه ببست) ، بنيادش نيست .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 9:50  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
ریا در شعر حافظ
خواجه شمس الدين محمد شيرازي شاعر و حافظ قرآن، متخلص به حافظ و معروف به لسان الغيب از بزرگترين شاعران غزلسراي ايران و جهان به شمار مي رود. حافظ را نمي توان از سنخ شاعران تک بعدي و تک ساحتي محسوب و تفکر شاعرانه اش را تنها به يک وجه خالص تفسير و تاويل کرد.
شعر حافظ داراي ابعاد گوناگون و متنوع سرشار از راز و رمز و پرسش از حقيقت هستي است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 0:25  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
ابوالقاسم عارف قزوینی ( 1300 ه.ق. – 1312 ش. ) شاعر و ترانه سرای معروف دورۀ مشروطیت ، در چند زمینه استعداد داشت : شعر و ترانه خوب می سرود و سخنش بر دل می نشست . موسیقی می دانست واز قریحۀ آهنگ سازی برخوردار بود و می توانست ترانه هایی را که می سرود با آهنگهای مناسب همگام کند و عرضه دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 22:59  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
عشقی نمایشنامه ی ایده آل را در سه تابلو ( شب مهتاب – روز مرگ مریم – سرگذشت پدر مریم و ایده آل او ) سروده است . « نمایشنامه ی او بیشتر چون سندی درباره ی وضع اجتماعی و سیاسی زمان سراینده و بازتاب آن در اندیشه و احساس آزادیخواهان ، ارزشمند است . » ( مسکوب 1373 ، ص 87 ) عشقی خود در توضیح این نمایشنامه می گوید : « در اواسط سنه ی 1342 قمری ] برابر با 1303 شمسی [ ، دبیر اعظم فرج الله بهرامی ، رئیس کابینه ی وزارت جنگ بنام مسابقه ی مهم از عموم متفکرین ایران سوال کرد که هر کس ایده آل خود را خوبست بنویسد و در جریده ی شفق سرخ که معتبرترین روزنامه ی آن عهد بود چاپ نماید . »
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 22:0  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
حافظ به شیوه رندان قلندر روزگار فریب و ریا ، آنچه راکه قاعدتاً باید نهان سازد شجاعانه آشکار می کند و خود را متظاهر به فسق و فجور می نماید، حرامها را بر خود حلال می داند ودر نقطه مقابل ، باورهای اصیل خود را که به دلیل تربیت اخلاقی ودینی وانس مداومش با قرآن، صادقانه بدانها معتقد است ، به ظاهر انکار میکند و از نهانخانه ضمیر به عرضه باورهایی میپردازد که مبنای ظاهری آنها تقدیس محرمات و ارج نهادن به آنها وتحقیر باورهایی است که به دلیل زیبایی و خوبی و همه پستدی آنها ، دستاویز ارباب زرق و ریا می شوند ، در این گروه از الفاظ حافظ ، که مبنای آنها متلاشی ردن دنیای ظاهر بینان ریاکار است ، ضد ارزشها جای ارزشهاجای ارزشها رااشغال می کنند ، دنیای ظاهر جانشین دنیای نهان می گردد و حافظ خود را محکوم می سازدکه به جای آنکه دیگران را گناهکار بشمارد ، تقدیس را از خود نفی کند اما دیگران ببخشاید:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:40  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
خواجه در این مکتب خانه علوم حکمت و فلسفه و اخلاق و قرآن و علوم عقلی و. . . را می آموزد . صوفی و صوفی گیری در آن دوران مورد قبول بود در اشعار حافظ مورد اشاره قرار گرفته و او اوضاع جامعه در آن دوران و ریا و ادعاهای پوچ صوفیان که حتی در بهشت هم زندان را برای آنان مناسبتر می بیند رنج می برد . در زیر وضو حالت حافظ در یکی از اشعار زیبایش می پردازم .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:35  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
حافظ كه در سال 718 ديده به جهان گشود و طبق بررسي هايي كه انجام شده بدين نتيجه رسيده اند كه در سال 792 درگذشت . دردوران زندگي خود حكومت هاي متعددي را ديده است كه يكي از انها حكومت خاندان اينجو بوده است و يكي از سلطان هاي اين خاندان شاه شيخ ابواسحق است كه از ممدوحين مهم حافظ است كه اين ممدوح حافظ بر اثر حمله امير مبارزالدين محمد غزلياتي راسروده كه غزل زير يك نمونه از ان است :
ما بر اريم شبي دست و دعايي بكنيم غم هجران تو را چاره ز جايي بكنيم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 16:31  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
شیخ شیراز در عصری میزیست که حوادث عجیب وغریب،فقر،غارت،خونریزی،ریاکاری،
ستمکاریهای حکام و...رواج کامل داشتسیل غم ازهر طرف بر مردم روی می اورد،او
پس از تجربه های تلخ،این حقیقت را دریافت که داروی اندوه می است وبس.
سمش محمد،لقبش شمس الدینونام مستعارشعریش(حافظ)، عنوانش خواجه،
زادگاهش شیراز و روزگارش قرن هشتم هجری.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 10:38  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
به نگاه ساده اگر طنز را بخواهیم معنا کنیم، طنز یعنی خندیدن به گریه ها.این خنده از جنس جامعه است.کسی میتواند به گریه های جامعه بخندد که از جنس درد باشد و طنزگونانه زندگی کند.برای خندیدن به گریه ها زبانی ابریشمی و سرخ که سر سیاه غم را بر باد دهد لازم است.
ادبیات کهن ایرانی دارای طنز پردازان بسیار چیره دستی از کهن زمانها تا امروز بوده است
پژوهش در مورد این نویسندگان کاری سهل و ممتنع است. سهل است زیرا شیرینی کلامی همراه مضمونهای بکر جلوه گری میکند.ممتنع است زیرا درک گریه های زمانی را با خنده های سطحی آمیخته است که جدایی آب شور و شیرین است.
عبید زاکانی از نوادر ادبیات ایران در طنازی بسیار چیره دست بوده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 10:27  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
حافظ به عنوان یک شاعر منتقد احتماعی در غزل زیر به مانند بسیاری از
غزل های دیگر آسیبهای اجتماعی زمانه ی خود ، مانند ریاکاری ، نفاق
تکیه بر ظواهر دین را نکوهش کرده است و حکومت شاه شجاع را پایان
بخش این مسایل می داند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 20:34  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
میرزا محمد فرزند محمد ابراهیم یزدی متخلص به فرخی در سال 1306 هـ ـ ق در یزد متولد شد. فرخی در دوره ای حساس و به لحاظ سیاسی و اجتماعی آشفته و پر هرج و مرج یعنی آستانه مشروطیت زندگی می کرد پس طبیعی است که مناسب زمان خویش شعر بگوید و مسایل اجتماعی زمانش را در اشعارش منعکس می کند. او از جمله شاعرانی است که می توان آنها را شاعرانی اجتماعی و مردمی نامید، او هنر خود را در خدمت اجتماع قرار می دهد و در بیان مسایل اجتماعی و وقایع سیاسی از زبردستی و مهارت به سزایی برخوردار بوده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 14:29  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران
|
موضوع سخن بنده عدالت در بوستان سعدی است .عدالت در لغت به معنای دادکردن ٬دادگر بودن ٬انصاف داشتن ٬داد دادن است و در اصطلاح نهادن هر چیزی است به جای خود٬حدّ متوسط میان افراط و تفریط
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 10:53  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
در عصر حافظ، به دلیل بی عقیدگی برخی از ایلخانان و بی تعصبی بعضی دیگر، گروهها توانستند مذهب و اعتقاد خود را ازادانه اشکار کنند و در صورت لزوم بر ان پای بفشرند. بنابراین، در این ایام نه تنها مذاهب اسلامی ازادانه تبلیغ و ترویج میشد بلکه پیروان ادیان دیگر و از ان جمله زرتشتیان و مسیحیان هم اشکارا کیش و ایین خود را تبلیغ میکردند و مراسم ان را برپا میداشتند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:31  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
در روزگاری که پادشاهان و امیران و وزیران همه نعل وارونه می زدند یعنی به ظاهر هر چه می گفتند در باطن ضد آن را انجام می دادند ، و شیوه ی انتقادی عبید هم شکل زمانه را به خود می گرفت .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 19:50  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
خواجه شمس الدین محمد شیرازی که مااو را با نام حافظ و لقب لسان الغیب
می شناسیم در حدود 726 هجری در شیراز زاده شد و در سال 729هجری
درگذشت . نیاکانش از کوهپایه ی اصفهان بودند و پدرش در شیراز اقامت گزیده
بود . او از همه ی علوم قرانی از تفسیر گرفته تا کلام و فلسفه و عرفان بهره
داشت . وی هرگز دانش خود را دست مایه ی مال اندوزی قرار نداد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 19:20  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
گامی بر خواهم داشت ولی نه بر جای پای حماسه های باستانی ونه بر مسیر اخلاق متعالی ونه در میان چهره های نیمه آشنا:اشباح مه گرفته ی تاریخی بس کهن
گامی برخواهم داشت درراهی که سرشتم بکشاند
گرانم می آید که جزخودرهبری برگزینم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 19:9  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
شمس الدین محمد حافظ بزرگترین غزل سرای عرفانی ایران یکی از نوابغ بزرگوار عالم انسانی است که در آغاز سده ی هشتم هجری در شیراز پا بعرصه وجود نهاد از نوشته های تذکره نویسان چنین بر می آید که حدود هفتاد سال زندگی کرده است .نخستین اشارات در غزلهای حافظ مربوط است به زمان فرمانروایی ابو اسحاق اینجو در فارس ( 742تا755 ).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 17:32  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
حافظ از معدود چهره هایی است که در تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران در طی زمان به جاویدی رسیده است ودر تاریخ فرهنگ جهان چندان همتا ندارد. این ویژگی که حافظ در فرهنگ وادب این دیار به خود اختصاص داده است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 15:49  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
رساله دلگشای عبید خود تاریخی است تمام و کمال از روزگار او.البته آنچه از نوشته های مورخان درباره ی این دوران پر هرج ومرج تاریخ حیات مردم ایران بر می آید جز فساد و تباهی مبین امر دیگری نیست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 15:41  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
روز هجران و شب فرقت یار اخر شد زدم این فال و گذشت اختر وکاراخرشد
شیراز در دوره ای که حافظ تربیت می شد ، وضع سیاسی آرام وثابتی داشت واین نعمت را تدبیر اتابکان سلغری فارس ،برای شهر سعدی و حافظ فراهم آورده بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 14:48  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
روز هجران وشب فرقت ياراخر شد زدم اين فال وگذشت اختر وكار اخر شد
جامعه شناسي ادبيات بر نوع جديد ادبيات يعني رمان شكل يافته است و قابل بررسي با نظريه هاي جامعه شناسي مي باشد.امابراي بررسي اثار گذشتگان نمي توان از جامعه شناسي ادبيات استفاده كرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 14:45  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
مقدمه:
ما در این مقاله به مقایسه شعر مست و هوشیار پروین و شعر خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان مولانا می پردازیم.همانگونه که خواهیم دید این دو شعر به شیوه مناظره می باشند و دو طرف گفتگو محتسب و مست هستند .در هر دو داستان محتسب یعنی پاسبان فردی را که شراب خورده و مست می باشد را در تاریکی شب می بیند و از او می خو ا هد تا برای محاکمه با او به زندان برود ولی فردی که مست می باشد این قضیه را نمی پذیرد و حاضر نمی شود که با محتسب برای داد رسی و محاکمه برود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 20:12  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم
|
تاثير اجتماعيات بر ادبيات «مطالعه موردي: جلال آل احمد»
در آغاز شايد بتوان گفت اثر ادبي نمودي اجتماعي است و اگر نه براي كسي كه در گوشة عزلت بخواهد خويش را زنداني كند و طالب پيوند با ساير مردم نباشد، ساختن ادبيات كاري عبث خواهد بود. ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 16:17  توسط
|
هنر در هر زمان مي
تواند بازتابندة شرايط اجتماعي زمان خويش باشد. هنر به صورت محض آن نه از تمايلات دروني ارائه
دهندگان آنها بلكه از واقعيت
هاي تاريخي اجتماعي ريشه مي
گيرد....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 12:28  توسط سید محمد حبیبی گزه رود
|
کلیدر از جهت کمی و کیفی کامل ترین کاری است که محمود دولت آبادی توانسته انجام دهد . کلیدر یک رمان عظیم روستایی است در ده جلد و بالغ بر سه هزار صفحه که بیش از 15سال صرف نگارش ان شده است . حجیم ترین رمان فارسی:استثنایی که گمان نمی رود هرگز تکرار شود:با زبانی فخیم و حماسی و بیش از شصت شخصیت که جملگی تمام و کمال پرداخت شده یک از خصوصیات آثار دو لت آبادی آرمانی دیدن آدمهای معمولی و فرودست است که بعضی از آنها تا حد یک قهرمان حماسی بر کشیده میشوند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 17:37  توسط
|
معشوق/ زن در شعر هاي اخوان چهره ايي دو گانه دارد.اين دو گانگي از نگاه سنتي مردانه٬يك سويه نگر ومحدود به زن پديد آمده است.معشوق عاشقانه هاي اخوان زني است اثيري٬اهورايي٬آسماني٬خيالي رويايي ٬رمز وراز آگين وآرماني كه اخوان دوست دارد٬او را پريدختي كه از افسانه ايي بيرون آمده است تصور كند.
تو٬آنچه در خواب بينند
پوشيده در پرده هاي خيال آفرينند
تو٬ آنچه در قصه خوانند
تو آنچه بي اختيارند پيشش
و آنچه خواهند و نامش نداند
...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 14:11  توسط فاطمه اولادی
|
رخشنده اعتصامي متخلص به پروين دختر يوسف اعتصامي در 25 اسفند 1285 ماه خورشيدي در شهر تبريز به دنيا امد( درست مقارن با دوران پهلوي) ودر 16فروردين1320در تهران از دنيا رفت ودر شهر قم به خاك سپرده شد.
قطعه مست و هشيار
محتسب مستي به ره ديدو گريبانش گرفت مست گفت اي دوست اين پيراهنست افسار نيست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 15:36  توسط سمیه فرزانه خطبه سرا
|
خيام شاعر با سرودن رباعيات انگشتشمار و با استفاده از شهرت علمي و نفوذ شخصي خود تقريبا از اواسط قرن پنجم مكتب خاصي تاسيس كرده كه ترجمان قرني مشخص و ممتاز از تمام اعصار تاريخ تمدن اسلامي است.
به احتمال قوي ترانههاي فلسفي، زادهي عصر غزالي و خيام است و رباعيات بكاييه و استهزاييه و اعتراضيه از اواسط سدهي پنجم هجري مورد تقليد و پيروي قرار گرفته و حتي ميتوان گفت كه رباعيات اصيل و نسبتا قديمي آنقدر حك و اصلاح شده و دست به دست گرديده كه با « زبان قلبي» همهي ايرانيان درآميخته است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 15:30  توسط
|
سئوال اساسى امروز ما اين است كه چه نوع ادبياتى را مردم دوست دارند به جز ادبيات جدى و نخبه پسند. در آغاز بحث بايد بگويم بين ادبيات خواص و ادبيات مردمى هيچ تفاوت ريشه اى نمى توان يافت چرا كه خاستگاه هاى اين دو نوع ادبيات يكى است و فقط تكنيك ها و خلاقيت ها اين دو را از هم جدا مى كنند. در واقع سه چيز مهم وجود دارد كه رفتارهاى آدمى و هم ادبيات را هدايت مى كند. سه دايره كه به سه غريزه انسانى استوار است كه اولين غريزه انسانى جاذبه جنسى است، پديدآورنده عشق، عاطفه، جهت و وسيله ادامه نسل، عنصر بعدى، مرگ انديشى است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 12:28  توسط
|
در قلمرو تاريخ جهان،ادبيات همواره به عنوان گنجينه اي از رويدادها، ارزشها، اداب و رسوم و پيشينه تاريخي تحولات اجتماعي و سياسي يك ملت محسوب مي شود.آثار ادبي و جلوه تحولات آن در نظم و نثر، در قالب تاريخ، فلسفه، رمان، تئاتر، نمايش، تمثيل، شعر و ... همواره به عنولن مفاهيم نمادين وسمبوليك مورد توجه مردم در هر عصر و زماني بوده، تا جايي كه به عنوان كانون تبلور انديشه هاي فردي و اجتماعي در اعتلاي فرهنگ يك ملت تاثير بسزايي داشته است.اين آثار معرف احساسات، گفته ها، نوشته ها و ميلهاي رواني و اجتماعي و همچنين بيانگر زيباييها و زشتيها و بايستها و نبايستهاي هستند كه در بازتاب تاريخي و به مرور زمان عملكرد واقعي خود را نشان داده اند....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 21:33  توسط فائزه بحرینی
|
تاثیر اجتماعیات در آثا رفرخی یزدی
( انعکاس مسائل اجتماعی و سیاسی در آثار فرخی یزدی )
مقدمه
ادبيات فارسي گنجينه بي انتهايي است كه ا زلحاظ كميت و تنوع در عداد بهترين و پر ارزش ترين آثار فكري و تجليات ذوقي ملل بزرگ جهان است .
از نخستين سالهاي پيدايش جنبش مشروطيت و قبل از آن بخشي از شاعران و اديبان به زندگي روزمره مردم توجه كرده و راههايي براي بهبود وضع جامعه در نظر گرفته اند و قسمتي از نوشته ها يا شعرهاي آنان دستور العمل هاي اخلاقي و اجتماعي است كه در عين حال مي تواند براي زندگاني جامعه زمان خود و حتي روزهاي كنوني نيز مفيد واقع شود .
در مقاله حاضر يكي از شاعران گرانقدر كه مسائل اجتماعي را در شعر خود مطرح مي كند و مناسب زمان شعر مي گو يدمعرفی می شود. و وی از جمله چند شاعر معدودي مي شود كه مي توان آنان را شاعر اجتماعي و مردمي ناميد ا ز اين جهت شا يد بتوان گفت شعر فرخي فصلي جديد در ادب ايران گشود فصلي كه مايه افتخار و مباهات ادب اين سرزمين است .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 13:52  توسط فاطمه شیرازی نیا
|
|
محتسب، مستي به ره ديد و گريبانش گرفت
|
مست گفت: اي دوست، اين پيراهن است افسار نيست
|
|
گفت: مستي، زان سبب افتان و خيزان مي
روي
|
گفت: جرم راه رفتن نيست، ره هموار نيست
|
|
گفت: مي
بايد تو را تا خانة قاضي برم
|
گفت: صبح آي، قاضي نيمه شب بيدار نيست
|
|
گفت: نزديكست والي را سراي، آنجا شويم
|
گفت: والي از كجا در خانة خمار نيست
|
|
گفت: تا داروغه را گويم در مسجد بخواب
|
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدكار نيست
|
|
گفت: ديناري بده پنهان و خود را وارهان
|
گفت: كار شرع كار درهم و دينار نيست
|
|
گفت: از بهر غرامت جامه
ات بيرون كنم
|
گفت: پوسيده ست، جز نقشي ز پود و تار نيست
|
|
گفت: آگه نيستي كز سر در افتادت كلا
|
گفت: در سر عقل بايد بي
كلاهي عار نيست
|
|
گفت: مي بسيار خوردي، زان چنين بي
خود شدي
|
گفت: اين بيهوده گو، حرف كم و بسيار نيست
|
|
گفت: مي
بايد خورند هشيار مردم مست را
|
گفت: هشياري بيار اينجا كسي هشيار نيست
|
آري اگر ادبيات هر ملتي، آينه زندگي و تاريخ آن ملت است. ديوان پروين آيينة تمام نماي زندگي اكثريت ملت محروم و مظلوم ايران است چه در دوران شاعر چه پيش و پس از آن.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 12:6  توسط سید محمد حبیبی گزه رود
|
( انعکاس مسائل اجتماعی و سیاسی در آثار فرخی یزدی )
مقدمه
ادبيات فارسي گنجينه بي انتهايي است كه ا زلحاظ كميت و تنوع در عداد بهترين و پر ارزش ترين آثار فكري و تجليات ذوقي ملل بزرگ جهان است .
از نخستين سالهاي پيدايش جنبش مشروطيت و قبل از آن بخشي از شاعران و اديبان به زندگي روزمره مردم توجه كرده و راههايي براي بهبود وضع جامعه در نظر گرفته اند و قسمتي از نوشته ها يا شعرهاي آنان دستور العمل هاي اخلاقي و اجتماعي است كه در عين حال مي تواند براي زندگاني جامعه زمان خود و حتي روزهاي كنوني نيز مفيد واقع شود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 11:45  توسط
|
مايههاي اجتماعي در شعر نيما:
در شعر نيما يوشيج ، پدر شعر فارسي بهواسطهي شرايط زماني و اجتماعي خاصي كه نيما در آن قرار داشت ، اشارات اجتماعي زيادي به چشم ميخورد. در يك قضاوت كلي ميتوان گفت نيما شاعري است جامعهبين اما درنگ و ملاحظهي او در اين مرحله چنان صميمانه و ژرف است كه جامعهبيني او خود به خود به نوعي جهانبيني تبديل گرديده. جامعهبيني ويژهي نيما را ميتوان در قطعاتي نظير كار شبپا و فروغ آمين مشاهده كرد. زيرا قطعات مذكور به قدري با جامعه و رويدادها و فعل و انفعالات آن نزديك است كه گويي انديشه به آرمانها و رنجها و نابهسامانيهاي جامعه بدل يافته و خلاء ميان خود و جامعه را از ميان برداشتهاند. اين جنبهي يكي بودن و يكي شدن در قطعهي كارشبپا روشنتر متجلي است به اين دليل كه نيما خود ، از نزديك شاهد رنجهاي بيشمار شب بيپايان و همگنان آنها بوده كه چگونه در پايان كار نتيجهي شبزندهداريها و محروميتهايشان در راه عيش و نوش جمعي زمينخواران بكار گرفته ميشود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 10:19  توسط
|