واقعیت مجازی "بوف كور "
در متن زير كتاب بوف كور هدايت با توجه به فاكتورهاي اشاره شده در مقاله ميلر نقد شده است.
۱- غرابت ادبيات در بوف كور...
ادامه مطلب
در متن زير كتاب بوف كور هدايت با توجه به فاكتورهاي اشاره شده در مقاله ميلر نقد شده است.
۱- غرابت ادبيات در بوف كور...
جملات آغازين رمان
ميخواهم با آوردن پاراگراف اول كتاب در اينجا ربط كل كتاب را با اين پاراگراف آغازين بيان كنم و بايد گفت در هر اثر همهي كلماتي كه بعد از اين كلمات آغازين مي آيند كاري نميكنند جز اينكه پيرامون قلمروي كه پيشاپيش قدم بدان نهادهايم اطلاعات بيشتري به ما بدهند....
”بازگشت ابدي،انديشه اي اسرار آميز است و نيچه با اين انديشه بسياري از فيلسوفان را متحير ساخته است: بايد تصور كرد كه يك روز همه چيز همان طور كه پيش از اين بوده تكرار مي شود و اين تكرار هم چنان تا بي نهايت ادامه خواهد يافت!معناي اين اسطوره نا معقول چيست؟“
رمان بار هستي ميلان كوندرا با اين جملات آغاز مي گردد،بازگشت ابدي، نيچه، اسطوره تكرار همه چيز تا بي نهايت و اين سؤال كه معناي اين انديشه و اسطوره اسرار آميز چيست؟...
سر آغاز ها
سر آغاز ها نقطه شروع جذب خواننده به سوي داستان هستند همان طور كه در مباحث كلاس مطرح شد داستان به حسب موضوع محتوا ونوع خوانندگان سر آغاز هاي متفاوتي دارد .
در بعضي داستان ها خواننده به يكباره وسط داستان پرتاب مي شود و نويسنده با شرح ادامه داستان خواننده را مجبور به كشف گذشته داستان و راز گشايي از دنباله داستان مي كند
داستان (به كي سلام كنم ) سيمين دانشور از جمله داستانهايي است كه شروع انفجاري داستان امروزين را ندارد اما باز خواننده را ابتدا به ساكن با جملاتي روبه رو مي كند كه تمام درددل هاي يك آدم است و خواننده مجبور مي شود حداقل يك صفحه را بخواند كه بفهمد گوينده اين جملات زن است يا مرد! به لحاظ زماني چون داستان متعلق به دهه 50 است خشونت داستان نويسي و شروع انفجاري داستانهاي دهه گذشته را ندارد درحاليكه با داستان نويسي دوره هاي قبل نيز متفاوت است. به كي سلام كنم عنوان خاصي است كه خود گوياي نوع وضعيت زندگی فزدی و اجتماعی شخص اول داستان است ونویسنده از تنهايي و بي كسي قهرمان خود خبر مي دهد و در طول داستان خواننده را با شواهد گوناگوني بر اين مدعا مواجه می کند .
شاهين، مهندس دادهپردازي از دانشگاه ميشيگان، با تأمل در احوال اجداد خويش، ميخواهد به شناخت خود برسد. او با پردازش دادههاي واقعي و خيالي، سرگذشت تبار اشرافي خود را شكل ميدهد. اين سرگذشت گاه از وراي توصيفهاي نقاشيوار سر بر ميآورد و گاه با دقيق شدن در اجزاي عكسي، تابلويي و يا نوشتهي بياضي، خاطرات، شنيدهها، نوشتهها و خيالورزيها و به طور كلي وقايع و افسانهپردازي راجع به اموري كه فرض شده رخ دادهاند، شواهد تاريخ به نسيان پيوستهاي را تشكيل ميدهند.
این داستان همانطور که از نامش پیداست به نظر میرسد در مورد خداشناسی ومعرفت واثبات خداوندو...... باشد
نام این داستان این طور به ما القا می کندکه شک و تردید در خداوندی خدا بی مورد است
عليرغم اينكه ”چراغها را من خاموش ميكنم“ روايت تجربه روزمره يك زن خانهدار است اما تجربيات مردانه از زندگي روزمره را نيز به خوبي بازنمايي ميكند. آنچه كلاريس را ناراضي ميكند موقعيت ساختاري است كه شرايط نابرابر و ناعادلانه را بازتوليد ميكند هرچند او خود از چند و چون اين وضعيت آگاه نيست. مزيت آرتوش و در واقع تمام مردان در برابر كلاريس و يا تمام زنان خانهدار به تعيين مازادي است كه از آن برخوردار است.
ویرانه هویت
محاق رماني است كه در زمان جنگ نوشته مي شود .در اين رمان با تصوير سازي از جنگ و تبعات آن بر شهرها و انسان به طور عام و روشنفكر به طور خاص و مهاجرت و ... روبرو مي شويم .
سرآغاز آن به عقيده من همان اثري را دارد كه ميلر از افتتاحيه ها انتظار دارد.((به خانه مي رسيم .زنها گريه مي كنند .سوسن روسري اش را برمي دارد وبا آن اشكهايش را پاك مي كند .الهه كف دستهايش را روي زانويش مي كوبد و مي گويد :ديگر كي بهرام مي شود )).كه به يكباره خواننده را وارد فضاي مجازي مي كند
كه نويسنده آفريده است .در كلمات اول فصل دوم (جملات بالا)رمان آن ويزگي سرآغازها از نظر ميلر تداعي مي شود كه نتنها آفرينشگر عالمي تازه اند بلكه كلماتي كه بعد از آن مي آيند كاري نمي كنند جز آن كه در مورد آن عالم تازه اطلاعات بيشتري بدهند.نه تنها خشونت به معناي انفجاري بودن و بي مقدمه بودن در مورد اين جملات صدق مي كند بلكه خشونت مرگ (يكي از عناصر خشونت آميز كه به نظر ميلر در ادبيات به آن پرداخته مي شود ) در آن بارز است .اما جملات فصل اول ويزگي رمان جديد كه همانا شروع بدون مقدمه چيني است را دارامي باشد ((روز چهارشنبه است .دنبال گياه هاي دارويي مي گردم كه در كتابي خوانده ام در حاشيه رود خانه سبز مي شود )).
بسمه تعالی
کتابی که سعی کردیم در آن به توضیح واقعیت های مجازی بپردازیم " مرغ خوار بود " که البته در سالهای اخیر با نام پرنده خارزار یا مرغان شاخسار طرب نیز ترجمه شده است .
شروع کتاب در ترجمه های مختلف متفاوت است . در یک ترجمه شروع را از مزرعه داریم و از دیدگاه پدر رالف به داستان می نگریم . در یک ترجمه شروع را از اسباب بازی ( عروسکی ) که در دست مگی است و نشان دهنده ی اوج علاقه او به یک همیازی و یک هم سخن است می بینیم که در ادامه داستان این موضوع به وضوح نشان داده می شود . و ...
اتفاق افتاده٬داستان دختر بي كس و كار كه قصد ازدواج دارد اما هيچ موقعيتي برايش پيش نمي آيد
سرانجام با يك دوره گرد ازدواج مي كند ويك سري اتفاقاتي رخ مي دهدو آنها از نظر مالي وضعيت
خوبي پيدا مي كنندو....
"شازده احتجاب توي همان صندلي راحتي اش فرو رفته بود وپيشاني داغش را روي دو ستون دستش گذاشته بودو سرفه مي كرد.يك بار كلفتش ويك بار زنش آمدند بالا. فخري در را تا نيمه باز كرداما تا خواست كليد برق را بزند صداي پا كوبيدن شازده را شنيد و دويد پايين.فخرالنساء هم آمد و باز شازده پا به زمين كوبيد."
رمان "عادت مي كنيم" اثري است از زويا پيرزاد و داستاني است به روايت راوي ( سوم شخص ) .داستان زني است چهل و يك ساله بنام آرزو مثل بسياري از زنان امروزي با اندكي تفاوت . زني كه بعد از فوت پدر مسئوليت هاي زندگي به عهده خودش است . از شوهرش جدا شده و با دخترش آيه زندگي مي كند .
"تا به حال تنها و بي كس بودم.حالا كه دارم اينها را سر هم مي كنم كسي دارم.غمگساري دارم و احساس مي كنم دل هر دومان براي هم مي تپد."
