تبليغاتX
جامعه شناسی ادبیات

جامعه شناسی ادبیات

واقعیت مجازی "بوف كور "

در متن زير كتاب بوف كور هدايت با توجه به فاكتورهاي اشاره شده در مقاله ميلر نقد شده است.

 

۱- غرابت ادبيات در بوف كور...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 16:15  توسط   | 

شیشه/سیلویا پلات

جملات آغازين رمان

مي‏خواهم با آوردن پاراگراف اول كتاب در اينجا ربط كل كتاب را با اين پاراگراف آغازين بيان كنم و بايد گفت در هر اثر همه‏ي كلماتي كه بعد از اين كلمات آغازين مي آيند كاري نمي‏كنند جز اينكه پيرامون قلمروي كه پيشاپيش قدم بدان نهاده‏ايم اطلاعات بيشتري به ما بدهند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 12:22  توسط سید محمد حبیبی گزه رود  | 

واقعیت مجازی در "بار هستی"

”بازگشت ابدي،انديشه اي اسرار آميز است و نيچه با اين انديشه بسياري از فيلسوفان را متحير ساخته است: بايد تصور كرد كه يك روز همه چيز همان طور كه پيش از اين بوده تكرار مي شود و اين تكرار هم چنان تا بي نهايت ادامه خواهد يافت!معناي اين اسطوره نا معقول چيست؟“

رمان بار هستي ميلان كوندرا با اين جملات آغاز مي گردد،بازگشت ابدي، نيچه، اسطوره تكرار همه چيز تا بي نهايت و اين سؤال كه معناي اين انديشه و اسطوره اسرار آميز چيست؟...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 9:53  توسط فائزه بحرینی  | 

بررسي سرآغاز ها با توجه به مقاله ميلر

 

سر آغاز ها

 

سر آغاز ها نقطه شروع جذب خواننده به سوي داستان هستند همان طور كه در مباحث كلاس مطرح شد داستان به حسب موضوع محتوا  ونوع خوانندگان سر آغاز هاي متفاوتي دارد .

در بعضي داستان ها خواننده  به يكباره وسط داستان پرتاب مي شود و نويسنده با شرح ادامه داستان خواننده را مجبور به كشف گذشته داستان و راز گشايي از دنباله داستان مي كند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 8:9  توسط فاطمه پرپنچی  | 

تحلیل داستان کوتاه به کی سلام کنم

داستان (به كي سلام كنم ) سيمين دانشور از جمله داستانهايي است كه شروع انفجاري داستان امروزين را ندارد اما باز خواننده را ابتدا به ساكن با جملاتي روبه رو مي كند كه تمام درددل هاي يك آدم است و خواننده مجبور مي شود حداقل يك صفحه را بخواند كه بفهمد گوينده اين جملات زن است يا مرد! به لحاظ زماني چون داستان متعلق به دهه 50 است خشونت داستان نويسي و شروع انفجاري داستانهاي دهه گذشته را ندارد درحاليكه با داستان نويسي دوره هاي قبل نيز متفاوت است. به كي سلام كنم عنوان خاصي است كه خود گوياي نوع وضعيت زندگی فزدی و اجتماعی شخص اول داستان است ونویسنده از تنهايي و بي كسي قهرمان خود  خبر مي دهد و در طول داستان خواننده را با شواهد گوناگوني بر اين مدعا مواجه می کند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 15:10  توسط   | 

باغ گمشده/جواد مجابي

شاهين، مهندس داده‏پردازي از دانشگاه ميشيگان، با تأمل در احوال اجداد خويش، مي‏خواهد به شناخت خود برسد. او با پردازش داده‏هاي واقعي و خيالي، سرگذشت تبار اشرافي خود را شكل مي‏دهد. اين سرگذشت گاه از وراي توصيف‏هاي نقاشي‏وار سر بر مي‏آورد و گاه با دقيق شدن در اجزاي عكسي، تابلويي و يا نوشته‏ي بياضي، خاطرات، شنيده‏ها، نوشته‏ها و خيال‏ورزي‏ها و به طور كلي وقايع و افسانه‏پردازي راجع به اموري كه فرض شده رخ داده‏اند، شواهد تاريخ به نسيان پيوسته‏اي را تشكيل مي‏دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 12:57  توسط   | 

روی ماه خداوند را ببوس /مصطفی مستور

این داستان همانطور که از نامش پیداست به نظر میرسد در مورد خداشناسی ومعرفت واثبات خداوندو...... باشد

 نام این داستان این طور به ما القا می کندکه شک و تردید در خداوندی خدا بی مورد است

اما در صفحه اول این کتاب این جمله نوشته شده است((هرکسی روزنه ای است به سوی خداوند ..اگر اندوهناک شود اگر به شدت اندوهناک شود))
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 10:30  توسط   | 

روايتي از رمان چراغ ها را خاموش مي كنم اثر زويا پيرزاد

 

عليرغم اينكه ”چراغ‏ها را من خاموش مي‏كنم“ روايت تجربه روزمره يك زن خانه‏دار است اما تجربيات مردانه از زندگي روزمره را نيز به خوبي بازنمايي مي‏كند. آنچه كلاريس را ناراضي مي‏كند موقعيت ساختاري‏ است كه شرايط نابرابر و ناعادلانه را بازتوليد مي‌كند هرچند او خود از چند و چون اين وضعيت آگاه نيست. مزيت آرتوش و در واقع تمام مردان در برابر كلاريس و يا تمام زنان خانه‌دار به تعيين مازادي است كه از آن برخوردار است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 9:34  توسط محمدعلی عباسیان نجف آبادی  | 

محاق

    

ویرانه هویت

          

     محاق رماني است كه در زمان جنگ نوشته مي شود .در اين رمان با تصوير سازي از جنگ و تبعات آن بر شهرها و انسان به طور عام و روشنفكر به طور خاص و مهاجرت و ... روبرو مي شويم .

       سرآغاز آن به عقيده من همان اثري را دارد كه ميلر از افتتاحيه ها انتظار دارد.((به خانه مي رسيم .زنها گريه مي كنند .سوسن روسري اش را برمي دارد وبا آن اشكهايش را پاك مي كند .الهه كف دستهايش را روي زانويش مي كوبد و مي گويد :ديگر كي بهرام مي شود )).كه به يكباره خواننده را وارد فضاي مجازي مي كند

كه نويسنده آفريده است .در كلمات اول فصل دوم (جملات بالا)رمان آن ويزگي سرآغازها از نظر ميلر تداعي مي شود كه نتنها آفرينشگر عالمي تازه اند بلكه كلماتي كه بعد از آن مي آيند كاري نمي كنند جز آن كه در مورد آن عالم تازه اطلاعات بيشتري بدهند.نه تنها خشونت به معناي انفجاري بودن و بي مقدمه بودن در مورد اين جملات صدق مي كند بلكه خشونت مرگ (يكي از عناصر خشونت آميز كه به نظر ميلر در ادبيات به آن پرداخته مي شود ) در آن بارز است .اما جملات فصل اول ويزگي رمان جديد كه همانا شروع بدون مقدمه چيني است را دارامي باشد ((روز چهارشنبه است .دنبال گياه هاي دارويي مي گردم كه در كتابي خوانده ام در حاشيه رود خانه سبز مي شود )).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 17:15  توسط فاطمه شیرازی نیا  | 

واقعیت های مجازی در پرنده خارزار

بسمه تعالی

کتابی که سعی کردیم در آن به توضیح واقعیت های مجازی بپردازیم " مرغ خوار بود " که البته در سالهای اخیر با نام پرنده خارزار یا مرغان شاخسار طرب نیز ترجمه شده است .

شروع کتاب در ترجمه های مختلف  متفاوت است . در یک ترجمه شروع را از مزرعه داریم و از دیدگاه پدر رالف به داستان می نگریم . در یک ترجمه شروع را از اسباب بازی ( عروسکی ) که در دست مگی است و نشان دهنده ی اوج علاقه او به یک همیازی و یک هم سخن است می بینیم که در ادامه داستان این موضوع به وضوح نشان داده می شود . و ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 23:52  توسط   | 

داستان گنج از كتاب ديدو بازديد جلال آل احمد

 خلاصه ايي از داستان:پيرزني كه همگي او را خاله مي نامند در حال تعريف داستاني است كه در گذشته

اتفاق افتاده٬داستان دختر بي كس و كار كه قصد ازدواج دارد اما هيچ موقعيتي برايش پيش نمي آيد

سرانجام با يك دوره گرد ازدواج مي كند ويك سري اتفاقاتي رخ مي دهدو آنها از نظر مالي وضعيت

خوبي پيدا مي كنندو....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:8  توسط فاطمه اولادی  | 

روايت ويراني

"شازده احتجاب توي همان صندلي راحتي اش فرو رفته بود وپيشاني داغش را روي دو ستون دستش گذاشته بودو سرفه مي كرد.يك بار كلفتش ويك بار زنش آمدند بالا. فخري در را تا نيمه باز كرداما تا خواست كليد برق را بزند صداي پا كوبيدن شازده را شنيد و دويد پايين.فخرالنساء هم آمد و باز شازده پا به زمين كوبيد."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 12:27  توسط حمیده بندرچی  | 

عادت مي كنيم/زویا پیرزاد

 خداوندا چگونه زيستن را به من بياموز                   چگونه مردن را خودخواهم آموخت

      رمان "عادت مي كنيم" اثري است از زويا پيرزاد و داستاني است به روايت راوي ( سوم شخص ) .داستان زني است چهل و يك ساله بنام آرزو مثل بسياري از زنان امروزي با اندكي تفاوت . زني كه بعد از فوت پدر مسئوليت هاي زندگي به عهده خودش است . از شوهرش جدا شده و با دخترش آيه زندگي مي كند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 21:51  توسط محبوبه شهبازی  | 

یکه و تنها/بزرگ علوی

"تا به حال تنها و بي كس بودم.حالا كه دارم اينها را سر هم مي كنم كسي دارم.غمگساري دارم و احساس مي كنم دل هر دومان براي هم مي تپد."

اين جملات آغازين رمان "يكه و تنها"اثر بزرگ علوي است.اين رمان كه در سال 1351 نوشته شده است شرح حال يك زنداني سياسي از زبان خود اوست.جمله ي اول رمان حكايت از تنهايي راوي دارد و جمله ي بعدي نويدبخش پايان تنهايي اوست و اينكه همدمي پيدا كرده است.اما بلافاصله در ادامه مي آيد "اگر كسي پيش من نيست كه با او درددل كنم اين نوشته ها كه از روي آنها شرح زندگي خود را ترتيب مي دهم انيس و مونس من هستند."اين چند جمله برداشت اوليه ي ما را تغيير مي دهد و اين يعني هنوز هم او همان آدم تنها و بي كس است و تغييري در زندگي اش رخ نداده.جز اينكه با نوشتن شرح زندگي خود همدمي براي خود دست و پا كرده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 14:14  توسط سیده مرجان حسینی  |